اگه من خدا بودم2
خواستم بگم انصافا خوب شد که من خدا نیستم
چون اگه بنده هام این همه دعا می کردن واسه یه چیز ،اونوقت من حوصلم سر می رفت و بدون مصلحت و موقعیت سنجی و اینا همین جوری حاجتشونو می دادم
اونوقت فکر کنین که جامعه چقده مسخره می شد!
همه متاهل بودن
همه خوشتیپ بودن
همه ماشین و خونه و اینا داشتن
حتی ممکن بود یه زن با چند مرد ازدواج کنه!!!!!
اوه اوه اوه!!!
چه گندی میشدا!!!
خوب شد حتی آدمم نشدم!!!
اینا نتایج حالت شب امتحانه!
زیاد توجه نکنین!
برچسب ها:
دل نوشت کودکانه ،
و من چرا خدا نشدم
میخواستم بگم چرا خدا نشدم
از خودم شروع می کنم
اگه که من خدا بودم تا الان 100 نه هزاران بار خودمو یکشتم تا آدم بشم!
....
ادامه دارد!
...
برچسب ها:
دل نوشت کودکانه ،
چی بگم؟؟
بازگشت اژدهای بلاگها!!!
عدم بازخورد!!!:((((
راستش من این مطلب عوام و خواص از دیدگاه امام رو گذاشتم تا شاید بحثی در بگیره و حالی بیاد ذهنامون
اما با بی مهری بچه ها رو به رو شدم(سر جمع توی 3 قسمت 1 نظر بود)
واسه همین تصمیم گرفتم فعلا این بحثو ادامه ندم چون واقعا دلسرد شدم!!!!!
ممنون از توجهتون
برچسب ها:
وقایع اتفاقیه ،
حرف حساب خورشید خمین بخش 3
از آغاز انقلاب اسلامى تاكنون استراتژى خطرناك دشمنان براى نابودى انقلاب در پرتو رشد سیاسى و هوشیارى خواص نكتهسنج و تیزبین ناكام مانده است.
حضرت امام در اكثر پیامها یا سخنرانىهاى خود، حضور مردم قهرمان و فداكار را در شرایط سخت انقلاب و جنگ در راهپیمایىها و شركت در انتخابات مختلف نظام جمهورى اسلامى، دلیل بر هوشیارى و رشد سیاسى ملت ایران قلمداد نموده است و مهمترین عامل پیروزى و سرافرازى آنان را در عرصه بینالمللى عنصر كارآمدِ هوشیارى مىداند و مىفرماید:
هوشیارى مردم در وضع فعلى یكى از عوامل پیروزى آنان بر باطل است.
از نشانههاى هوشیارى مؤمنان متعهد، آشنایى به زوایاى مختلف احكام نورانى اسلام و اطلاع از پیچیدگىهاى شیوه مدیریت جامعه اسلامى و حتى غیر اسلامى و ارائه راهحلهاى معقول و ممكن براى باز شدن گرههاى كور سیاسى فرهنگى و اقتصادى جامعه است. امام در این باره مىفرماید:
یك مجتهد باید زیركى و هوش و فراست یك جامعه بزرگ اسلامى و حتى غیر
اسلامى را داشته باشد.
شناخت دقیق حوادث سیاسى، احزاب و چهرههاى سیاسى، احاطه بر رویدادهاى اجتماعى، شناخت عوامل دشمن و دقت در فعالیتهاى آنان از علائم هوشیارى و رشد سیاسى خواص حق است كه حضرت امام به آن اشارهایى داشتهاند.
3- الگوگیرى از سیره ائمه معصومین علیهم السلام
ائمه معصومین علیهم السلام انسانهاى كاملى هستند كه سراسر زندگىشان براى عموم مسلمانان جهان و به خصوص اندیشمندان و سیاستمداران اسلامى الگو و درس است.
قرآن كریم درباره رسول اكرم صلى الله علیه و آله كه یك انسان كامل و نمونه در عالم خلقتِ بشریّت است و تمام خصوصیات یك انسان، رهبر، حاكم و مدیر جامعه را از تمام ابعاد داراست، مىفرماید:
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فى رَسُولِ اللَّهِ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْاخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِیراً (احزاب: 21)
قطعاً براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نیكوست براى آن كس كه به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مىكند.
امام خمینى درباره توجه به سیره معصومین علیهم السلام مىفرماید:
توجه كنیم به این كه بزرگهاى ما، پیشواهاى ما چه كردهاند براى اسلام، براى
مسلمین چه كردهاند، چه مىخواستند بكنند.
خودسازى و اصلاح درون خویش، مبارزه با ظلم و حاكمان ستمگر، استقامت و پایدارى در راه ابلاغ رسالت الهى، هدایت نمودنِ مردم به سوى حق، تحمل رنجها و سختىها، نهراسیدن از دشمنان اسلام، دخالت در سیاست، تلاش براى تشكیل حكومت و اجراى احكام الهى از جملهمسائلى است كه خواص حق به پیروى از ائمه معصومین: خود را ملزم به انجام آن مىدانند و با تأسى به سیره آن بزرگواران به انجام این عملها روى آوردهاند.
امام درباره مبارزان و ستمستیزانِ اسلامى كه علیه رژیم ستمشاهى فعالیت داشتند مىفرماید:
آنها (مبارزان اسلامى) هم كه ایستادهاند در مقابل (رژیم شاه) در صف مقاتله هستند و [در صف] محاربه هستند، تكلیفشان را دارند عمل مىكنند، به قول رسولالله دارند عمل مىكنند، اقتدا به سیدالشهدا سلامالله علیه كردند و دارند عمل مىكنند.
در اندیشه امام، پیروى از سیره عملى اهل بیت علیهم السلام در تمام زمینهها و مراحل مبارزاتى و حكومتى یكى از مستندترین و محكمترین دلیلها و حجتهاى شرعى خواص حق است. امام درباره حفظ نظام اسلامى در برابر موج حملات بیگانگان مىفرماید:
ماها تابع و پیرو آن مردانى هستیم كه به حسب روایت، به حسب تاریخ، هر چه
روز عاشورا سیدالشهدا- سلامالله علیه- به شهادت نزدیكتر مىشد، افروختهتر مىشد. جوانان او مسابقه مىكردند ...
و درباره جلوههاى عاشورایى در انقلاب و دفاع مقدس كه از سالار شهیدان الگو گرفتهاند مىفرماید:
ملت ما از طفل شش ماهه تا پیرمرد هشتاد ساله را در راه خدا فدا كرد و این اقتدا به بزرگمرد تاریخ، حضرت سیدالشهداء- سلامالله علیه- است.
مقام معظم رهبرى درباره استمرار این خط در نظام جمهورى اسلامى مىفرماید:
مهم این است كه تمسك به اسلام را حفظ كنیم و از دشمنان خدا و اسلام واهمه نكنیم و نترسیم. این درس را از امیرالمؤمنین (ع) و از شاگرد و فرزند شایسته او امام عزیزمان گرفتهایم.
4- استقامت و خستگىناپذیرى
پایدارىِ فرهیختگان جامعه اسلامى، در راه تحقق آرمانهاى متعالى و ایدههاى اصیل اسلامى و عدم چرخش از مواضع اصولى، بزرگترین و مهمترین شاخصه و رمز موفقیت خواص است. ثمره شیرین پیروزىِ بر باطل و شكوفایى ارزشهاى اسلامى مرهونِ استقامت رادمردانى است كه خستگىناپذیرىشان دشمن را به زانو درآورده است.
خواص حق، آیه «فَاسْتَقِمْ كَما امِرْتَ» را سرلوحه زندگى خویش قرار مىدهند و در برابر هرگونه تهدیدى كه در راه احیاى دین و تحقق اهداف
الهى آنان پدید آید، مقاوم مىایستند، و هیچگاه تسلیم حوادث ناگوار و موانع پیشآمده نمىگردند.
امام درباره استقامت پیشتازان قیام مىفرماید:
دستهاى كه از اول خودشان را مهیا كردند براى مقابله، مقابله با ظلم؛ این دسته از اول توجه به این معنا داشتند كه این مقابله زحمت دارد، این مقابله شهادت دارد، این مقابله حبس دارد، اینها در حبس هم بعضىشان مىرفتند و آن زجرها را مىكشیدند، قدمشان كه از حبس بیرون مىآمد مىرفتند باز سراغ مقابله [با رژیم ستمشاهى].
استقامت و پایمردى مبارزان دوران مشروطیّت و تلاش خستگىناپذیر آنان تا پاى جان براى برچیدن نظام استبدادى و تحقق مشروطه اسلامى و منطبق با موازین شرع از بارزترین ویژگى رهبران مشروطیت مشروعه است كه امام به آن اشاره مىنماید:
مرحوم شیخ فضلالله ایستاد كه مشروطه باید مشروعه باشد باید قوانین موافق اسلام باشد.
تضمین استمرار راه حق، تحمل ناگوارىها و پایمردى در برخورد با مشكلات و رخدادهاى پیشآمده از سوى دشمنان است كه از نظر امام مهمترین عامل پیشبرد نهضت اسلامى است:
ملت راه خودش را یافته است و آن راه را دارد با كمال جدیت و قدرت تعقیب مىكند. البته راه حق دشوارىها دارد، راه حق ناگوارىها دارد، لكن آن كه اهلحق است و راه حق را مىخواهد برود، آن نباید هیچ تصور این را بكند كه كوچكترین سستى را به خودش راه بدهد و باید با كمال قدرت به پیش برود.
یكى از مشكلاتى كه براى خواص حق و افراد مؤثر و سرنوشتساز در صحنه سیاست و اجتماع پدید مىآید، رواج شایعات و تهمت از سوى دشمن است تا آنان را از عرصه سیاست و امور اجتماعى خارج سازند.
امام بر پایدارى خواص در تحمل تهمت و شایعه تأكید مىنماید:نباید از دروغ و بدنامى و حرف زشتى كه به ما نسبت مىدهند از میدان به در برویم.
خستگىناپذیرى خواص حق در برابر ناملایمات براى اداى تكلیف شرعى و سیاسى داراى مراتب گوناگونى است كه سختترین آنها سرمایهگذارى از آبروى خویش براى حضور در صحنه سیاست در جهت حفظ دستاوردهاى انقلاب اسلامى است. مقام معظم رهبرى در این باره مىفرماید:
آدمهاى اهل معنى، اهل حكمت و دقت خوب درك مىكنند، گاهى زنده ماندن و زندگى كردن و در یك محیط تلاش كردن به مراتب مشكلتر از كشته شدن و شهید شدن و به لقاء خدا پیوستن است.
5- شجاعت
ارزش و كارآیى شناخت صحیح و بصیرت كاملِ خواص حق در پرتو
اقدام شجاعانه آنان پدیدار مىگردد. از دیدگاه امام عنصر شجاعت انسانى در شخصیت روحى نخبگان سرمنشأ تحولات عظیم و تاریخ ساز است.
نهراسیدن از تهدیدات نظامى و حبس و شكنجه و دمیدن روح شجاعت و حماسه در ملت از ویژگى مؤمنانِ جان بر كف نهاده است تا بنیان مرصوص جامعه حقطلبان و ظلم ستیزان در برابر هجوم دشمنان آسیب نبیند.
امام خمینى عنصر شجاعت را یكى از خصوصیات بزرگ روحانیت اصیل و متعهد برمىشمارد و آن را عامل زنده بودن و پایدار ساختن این قشر مؤثر در جامعه مىداند كه نقش مهمى در محبوبیّت مردمى روحانیت دارد. همچنین موضعگیرىهاى مستحكم و سازشناپذیر مسؤولان نظام اسلامى و ملت قهرمان را در برابر تهدیدات سیاسى نظام استكبار جهانى مىستاید.
یكى از مهمترین حادثههایى كه شجاعت خواص حقّ در آن كاملًا مشهود است، قضیّه اولتیماتوم دولت روسیه شوروى و مخالفت شهید مدرس با این اولتیماتوم است. مدرس یكى از برجستهترین خواص حق در تاریخ معاصر ایران است كه زندگى سراسر مبارزه و استقامت و شجاعت او همواره مورد تكریم و تعظیم امام قرار داشته است.
در سال 1333 قمرى روسها قسمتهایى از ایران را تصرف كردند و دولت ایران را تحت فشار قرار دادند كه باید هزینه نگهدارى مناطق
اشغالى را قبول كند و به دولت روسیه بپردازد؛ اگر دولت نپذیرد پایتخت را اشغال نظامى خواهند كرد. و دولت ایران فقط 48 ساعت مهلت دارد.
در این زمان مجلس شوراى ملى تشكیل مىشود. نمایندگان آماده ولى بلاتكلیف ماندهاند در این موقع مدرس در میان بهت و حیرت حاضران از جاى برمىخیزد و در نطقى مختصر، با آرامش كامل و كلمات شمرده مىگوید: آقایان اگر مشیّت امور بر این قرار گرفته باشد كه آزادى و استقلال ما به زور از ما سلب شود، سزاوار نیست ما خودمان به دست خودمان آن را امضا كنیم آن گاه با فریاد مىگوید: نه! ما هرگز تسلیم نمىشویم و از این تهدیدها نمىهراسیم.
امام درباره اثر فوقالعاده اقدام شجاعانه این مجتهد متعهد و زمانشناس كه باعث شد نمایندگان مرعوب مجلس روحیه بگیرند مىفرماید:
یك روحانى با دست لرزان آمد پشت تریبون ایستاد و گفت: حالا كه بناست از بین برویم، چرا خودمان از بین ببریم خودمان را؟ رأى مخالف داد. بقیه جرئت پیدا كردند و رأى مخالف [دادند] رد كردند اولتیماتوم را. آنها هم هیچ غلطى نكردند.
اصولًا بیدارى مسلمانان و حضور آنان در صحنه سیاسى اجتماعى براى دفاع از ارزشهاى اسلامى و كرامتهاى انسانى مرهون اقدامات شجاعانه عالمان روشنضمیر و دینمدار است.
6- شهادتطلبى
مؤمنان متعهّد، در حساسترین شرایط تاریخى كه كیان اسلام را در خطر مىبینند براى حفظ و صیانت از مكتب حیاتبخش اسلام، پاى در میدان نبرد مىنهند و با جان فشانى و نثار خون خویش ارزشهاى اسلامى و الهى را در جامعه شكوفا مىسازند و خود به حیات ابدى مىپیوندند.
امام خمینى معتقد است كه حیات مجدّد اسلام در قرن حاضر، مرهون شهادتطلبى و فداكارى دلاور مردان مبارز مىباشد و یكى از ویژگىهاى مهم خواص حق را جان نثارى و شوق به شهادت در راه اعلاى كلمه حق برمىشمارد و درباره شهادتطلبى ملت سرافراز ایران در مبارزه با طاغوت مىفرماید:
... زن و مرد، صغیر و كبیر، در هر وقت كه اقتضا مىكرد در خیابانها مىریختند و هیچ در مقابل مسلسلها ابا نداشتند؛ سینهها را باز مىكردند و مىگفتند: بزن؛ باید بگویم كه گوشت و خون غلبه كرد بر تانك و مسلسل.
و در پیام چهلم شهداى هفدهم شهریورِ تهران، در وصف شهادتطلبان مبارز مىفرماید:
نونهالان هفت- هشت ساله دبستانهاى ما فدائى مىدهند و در راه اسلام عزیز و كشور، خون نثار مىكنند. شما در چه تاریخى چنین دیدهاید؟ امروز زنهاىشیردل، طفل خود را در آغوش كشیده و به میدان مسلسل و تانك دژخیمان رژیم مىروند.
از عوامل پیروزى دوران دفاع مقدس شوق به شهادت و به پیشواز مرگ رفتن شجاعان عرصه نبرد بود؛ عنصر شهادتطلبى از بارزترین خصوصیاتى بود كه رزمندگان اسلام به آن افتخار مىجستند. حضرت امام خاطرههاى فراوانى از شوق به شهادت در جوانان و پیران بیان داشته و چنین روحیه عظیمى را بارها ستوده است كه در این قسمت به چند خاطره ایشان اشاره مىشود:
یك جوانى آمده بود، گفت دو تا برادرم كشته شده، خودم مىخواهم بروم. گفتم جوان، تو كافى است، آنها رفتند دیگر بس است، شروع كرد گریه كردن. همچنین درباره جوان جانبازى كه به ملاقات ایشان آمده بود مىفرماید:
... هر دو پایش را از دست داده و او را خواباندند و آوردند پیش من، مع ذلك، مىگوید كه دعا كنید كه من شهید بشوم.
استوارى و شكستناپذیرى راه حق در طول تاریخ رهین روحیه رادمردانى است كه شهادت را در آغوش گرفته و با خون خود درخت تنومند اسلام را آبیارى كردهاند.
7- عبرتآموزى
نكتهسنجان و تحلیلگران در بررسى رویدادهاى تاریخى درسهاى
عبرتآموزى را مشاهده مىكنند. حضرت امام تاریخ را معلم انسان مىداند و نخبگان و فرهیختگان را به مطالعه دقیق تاریخ انبیا و صدر اسلام و چند قرن اخیر و تاریخ معاصر فرامىخواند تا به نقاط ضعف و قوّت قیامها و برنامههاى اصلاحى و هدایتگرانه انقلابها پىببرند.
این مطالعه به آنان كمك مىكند تا علت زوال حكومتهاى شایسته، و حاكمیت ناصالحان؛ علت شكست و ناكامىها را بشناسند و عبرت گیرند و راهكارهایى را كه باید براى بیدارى و هوشیارى ملتها به كار برند، بهطور صحیح به كار بندند تا دچار اشتباهات گذشته نگردند.
حضرت على علیه السلام درباره عبرتآموزى از حوادث تاریخى مىفرماید:
انَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمَّا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ المَثُلاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبَهاتِ.
بى شك اگر ژرفنگرى براى كسى فاجعههاى تاریخ را كه فراروى اوست عریان سازد، حاصلش تقوایى باشد كه او را از ناسنجیده به آب زدن و در امواج فتنهها فروافتادن بازمىدارد.
امام علت نفرت شدید مردم ایران را از رژیم ستمشاهى در دوران اوجگیرى انقلاب تجربه تلخ مردم از تاریخ دودمان پهلوى مىداند و در پاسخ به خبرنگارانى كه علت جوشش میلیونى مردم را از ایشان جویا مىشدند مىفرماید:
ملت در طول سالیان گذشته، ماهیت شاه را به خوبى شناخته است و بیش از این
فریب اعمال و اقوال او را نمىخورد.
از دیدگاه امام عبرتآموزى ملت قهرمان ایران از تاریخ گذشتگان هنگام موضعگیرىهاى قاطع و محكم آنان در برابر تهدیدات استكبار جهانى آشكار مىگردد.
... گمان مىكردند كه با یك تشر ایران را مىتوانند چه بكنند، گمان مىكردند كه حالا هم زمان قاجار است! حالا هم زمان پهلوى است! ...
امام صادق علیه السلام مىفرماید:
لا یُلْسَعُ الْعاقِلُ مِنْ حُجْرٍ مَرَّتَیْنِ
انسان عاقل از یك سوراخ دو بار گزیده نمىشود.
حوادث تاریخى عبرتآموز در یكى دو قرن اخیر از جمله مسائلى است كه همواره امام بیشترین توجه و اشاره را به آنها داشتهاند.
نهضت مشروطیت و انحراف در آن توسط سیاستبازان حرفهاى و غربزده و خارج ساختن روحانیت از صحنه سیاست؛ نهضت ملى شدن نفت و حوادث پس از آن و دیگر رویدادهاى این دوره تاریخ داراى نكتههاى فراوانى است كه عقلاى جامعه به آن با نظر عبرت و پندآموزى نگریستهاند.
حضرت امام همواره به خواص جامعه هشدار دادهاند تا به حوادث تاریخى بیشتر توجه داشته باشند و از تكرار حوادث تلخ تاریخى پیشگیرى نمایند.
اگر روحانیون، ملت، خطبا، علما، نویسندگان و روشنفكران متعهد سستى بكنند و از قضایاى صدر مشروطیت عبرت نگیرند به سر این انقلاب آن خواهد آمد كه به سر انقلاب مشروطه آمد.
پس از گذشت ده سال از پیروزى انقلاب، حضرت امام با بررسى و تجزیه و تحلیل موضعگیرى و عملكرد و اندیشه برخى از مسؤولان و كارگزاران نظام، مانند برخى از اعضاى هیأت دولت موقت و لیبرالها كه گرایش به مذاكره با آمریكا داشتند و راه را براى نفوذ عوامل دشمن هموار مىكردند و همواره با اصول كلى انقلاب سر ستیز داشتند، بهعنوان یك نكته مهم عبرتآموز به كارگزاران نظام اسلامى هشدار مىدهد:
از تجربه تلخ روى كار آمدن انقلابىنماها و به ظاهر عقلاى قوم، كه هرگز با اصول و اهداف روحانیت آشتى نكردهاند عبرت بگیرند كه مبادا گذشته تفكر و خیانت آنان فراموش، و دلسوزىهاى بىمورد و سادهاندیشىها سبب مراجعت آنان به پستهاى كلیدى و سرنوشتساز نظام شود.
8- پیشتاز بودن
هنگامى كه ضلالت و گمراهى، ظلم و جور، بدعت و سكوت در گستره اجتماع سایهافكن باشد این خواص حق هستند كه با خطشكنى و در هم كوبیدن حصارهاى ترس و جهل، مسیر كمال انسانیت را براى حركت دیگر اقشار جامعه هموار مىسازند.
حضرت امام اقدامات پیشتازانه روحانیت بیدار و زمانشناس و ستمستیز را در دوران اختناق و مرگ و جمود و سكون جامعه چنین توصیف مىفرماید:
با دلى پر از امید و قلبى سرشار از عشق و محبت به تعلیم و تربیت و هدایت نسلها همت گماشتهاند و همیشه پیشتاز سپر بلاى مردم بودهاند، بر بالاى دار رفتهاند و محرومیتها چشیدهاند، زندانها رفتهاند و اسارت و تبعیدها دیدهاند و بالاتر از همه آماج طعن و تهمتها بودهاند و در شرایطى كه بسیارى از روشنفكران در مبارزه با طاغوت به یأس و ناامیدى رسیده بودند، روح امید و حیات را به مردم برگرداندند و از حیثیت و اعتبار واقعى مردم دفاع نمودهاند و هماكنون نیز در هر سنگرى از خطوط مقدم جبهه گرفته تا مواضع دیگر در كنار مردمند.
وضعیت نابسامان سیاسى اجتماعى جامعه و تفكر غلط برخى از روحانیون و فضاى بسته حوزههاى علمیه در دوران گذشته نسبت به مسائل سیاسى و طرد عناصر مبارزه از سوى ناآگاهان، شرایط بسیار دشوارى را پیش آورده بود. در چنین شرایطى مردان حقطلب و صفشكنِ پیشتاز، حصارهاى جهل و خرافه را فرو ریختند و پا به عرصه میدان جهاد و مبارزه گذاشتند تا مسلمانان را از ظلمت خفقان رژیم ستمشاهى برهانند. امام در این باره مىفرماید:
در جمود حوزههاى علمیه، آن زمان كه هر حركتى را متهم به حركت ماركسیستى و یا حركت انگلیسى مىكردند، تنى چند از عالمان دین باور، دست در دستِ
مردم كوچه و بازار، مردم فقیر و زجر كشیده گذاشتند و خود را به آتش و خون زدند و از آن پیروز بیرون آمدند.
در دوران هشت سال دفاع مقدس كه عدهاى كوتاه فكر و راحتطلب در منازل خود آرمیده بودند و خود و فرزندان و بستگان خویش را از آتش معركه نبرد دور نگاه مىداشتند و یا احیاناً به مخالفت با حماسهسازان مىپرداختند؛ همین روشن ضمیران آگاه بودند كه با پوشیدن جامه نبرد و نوشیدن شربت شهادت الگوى مردم مبارز ایران شدند و دیگران را به نبرد با دشمن متجاوز تحریض نمودند.
امام در تكریم و بزرگداشت یكى از خواص پیشتاز در عرصه جهاد و شهادت مىنویسد:
رهبر ما آن طفل دوازده سالهاى است كه با قلب كوچك خود، كه ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجك خود را زیر تانكِ دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.
دفتر خاطرات جبهه و جنگ مشحون از رشادتها و دلاورمردىهاى نوجوانان رزمنده و پیشتاز است. در این عرصه كارزار آنان كه قدرت و توانایى جسمى حضور در صحنه نبرد را نداشتند اما با آگاهى و بصیرت شرایط دفاعى نظام جمهورى اسلامى را درك مىكردند با ایثار مال و دارایى خویش پیشتاز در كمك به جبهههاى جنگ بودند.
امام در دیدار با رزمندگان صحنههاى نبرد به یكى از این ایثارها اشاره مىنماید:
شما دارید آن جا جنگ مىكنید مردم هم دارند پشت سر شما همه كمكها را مىكنند بدون این كه كسى الزامشان بكند، خودشان؛ بچه كوچولو مىآید قلكش را مىدهد براى شما، پیر زن هفتاد ساله هم مىآید آن طلایى كه ذخیره كرده است مىدهد.
مقام معظم رهبرى یكى از این نمونههاى پیشتازى در نبرد را چنین بیان مىنماید:
در اهواز جوانى ساعت 12 شب وارد حجله [عروسى] شد، ساعت 5 صبح به جبهه رفت و ساعت 7 صبح شهید شد؛ وقتى به مادر او برادران سپاه پاسدار انقلاب تسلیت مىگفتند، با كمال متانت و استحكام مىگفت: من خوشحالم؛ زیرا كمترین فایدهاى كه شهادت جوان من داشت این بود كه شما را در راهتان مستحكمتر كرد.9- اقدام به موقع
تحولات عظیم تاریخى، پس از تصمیمگیرىهاى به موقعِ اندیشمندان و صاحبنظران در حساسترین لحظات سرنوشتساز صورت مىگیرد.
تجدید حیات اسلام ناب و رهایى مسلمین از چنگال استعمار و استثمار، ثمره احساس تكلیف و تصمیمگیرى به موقع خواص حق است.
چه بسیار توطئههایى مرموز و نقشههاى گوناگون كه دشمن در محو آثار،
ارزشها و مجد و عظمت اسلام و مسلمین تدارك دیده، اما در پرتو هوشیارى و اقدام بهموقع احیاگران دین ناكام مانده است.
هنگامى كه اعطاى امتیاز انحصار تنباكوى ایران در 15 ماده تنظیم شده بود، به مرور نشانههایى از به یغما رفتن بنیه مالى ایران و هجوم فرنگیان به این كشور آغاز شد و این همان شیوهاى بود كه انگلیسیان در تصرف هند به كار برده بودند. از این رو مبارزه پراكنده علما با این اقدام شروع شد اما نتیجه چندانى نداشت. میرزاى شیرازى پس از نوشتن چند تلگراف به ناصرالدین شاه براى بازداشتن حكومت ایران از انجام این قرارداد كه در دربار ایران تأثیرى نگذاشته بود؛ حكم تحریم تنباكو را در عبارتى كوتاه و به شیوهاى مؤثر و محرك و حساب شده صادر فرمود:
بسم الله الرحمن الرحیم
الیوم استعمال تنباكو و توتون بِأىِّ نَحْوٍ كانَ، در حكم محاربه با امام زمان صلواتالله و سلامه علیه است.
امام خمینى تصمیم به موقع میرزاى شیرازى را در صدور فتواى تحریم تنباكو، از اقدامات تاریخساز مرجعیت شیعه دانسته و مىفرماید:
میرزاى شیرازى با یك كلمه ایران را نجات داد از دست انگلیسىها!
آن نصف سطر میرزاى شیرازى رضوانالله علیه، مملكت ما را از تو [ى] حلقوم خارجىها بیرون كشید ...
فتواى یك آقایى كه در یك «دِه» عراق سكونت دارد یك امپراتورى را
شكست داد و سلطان وقت هم با همه كوششى كه كرد براى این كه حفظ كند آن قرارداد را، نتوانست.
در سال 1920 میلادى پس از شدت یافتن فعالیتِ انگلیسىها در كشور عراق، مردم عراق علیه حضور و فعالیت انگلیسىها انقلاب كردند و میرزا محمد تقى شیرازى رهبر بلامنازع انقلاب مردم عراق علیه انگلیسىها بود.
ایشان در نامهاى خطاب به عشایر و مردم عراق مىفرماید:
مطالبه حقوق بر عراقىها واجب است و مستحب است كه ضمن مطالبات خود صلح و امنیت را رعایت كنند و چنانچه انگلیسىها از پذیرفتن مطالب آنان امتناع كردند مردم مجازند از اسلحه استفاده كنند و با دشمن بجنگند.
امام خمینى درباره اقدامِ به موقع این بزرگمردِ با تدبیر مىفرماید:
وقتى انگلیسها هجوم آورده بودند به عراق و عراق را در معرض استعمار قرار داده بودند، یك پیرمرد به مردم امر كرد و حكم دفاع داد و قیام كردند مردم و ملت؛ [و] عراق را نجات دادند.
... اگر ایشان نبود عراق از بین رفته بود. یك «كلمه» فرمودند، عرب پشتیبانى كردند مطلب را برگردانید.
مقام معظم رهبرى درباره اثر شگفتانگیز و تاریخساز این اقدامات مىفرماید:
تصمیمگیرى خواص در وقت لازم، تشخیص خواص در وقت لازم، گذشت خواص از دنیا در لحظه لازم، اقدام خواص براى خدا در لحظه لازم اینهاست كه تاریخ را نجات مىدهد. یك حركت بجا، یك وقت تاریخ را نجات مىدهد.
مسؤولیتهاى خواص حق
خواصّ حق كه از پیروان راستین انبیا و اولیاى الهى هستند، براى استمرار نهضت انبیا و اولیا رسالتى بسیار سنگین را در ابلاغ و نشر معارف دینى و تلاش براى اجراى احكام الهى بر دوش دارند.
آشنایى با ادیان و مكتبها و اندیشههاى سیاسى و اقتصادى جهان امروز، اطلاع از پیچیدگىهاى نظرات و نقشههاى مرموزانه طراحان و سیاستمداران استكبار جهانى، شناخت دقیق قطبهاى جدید سیاسى دنیا؛ نظارت و پیگیرى مستمر تحولات گوناگون در عرصه بینالمللى از ضروریات روحى، فكرى و شخصیتى خواصّ اهل حق در انجام رسالت مهم آنان به شمار مىآید.
حرف حساب خورشید خمین بخش 2
عوام و خواص از دیدگاه امام خمینى(ره):
در تنظیم مطالب عوام و خواص هم به این شیوه تحقیق و گردآورى صورت گرفته است. عوام و خواص در قلمرو مسائل سیاسى اسلام و انقلاب اسلامى از دیدگاه امام یك عنوان عام و كلى است كه با توجه به برخى از شاخصههایى كه امام در مقدمه طرح سؤال خود در پیام روحانیت (اسفند 67) ذكر كردهاند، بسیارى از عناوین را تحت پوشش قرار مىدهد و در این تحقیق با استخراج این شاخصهها به آثار امام مراجعه شده است، و مطالبى كه روشنگر مقدمه سؤال امام است موضوع بندى شده و به شیوه نقلى تحلیلى تنظیم گردیده است و به تناسب بحث و موضوع به مطالب امام كه درباره حوادث یكصد ساله اخیر مبارزات روحانیت است اشاره شده است. ضمن آن كه از سخنرانى روشنگر و جامع مقام معظم رهبرى در موضوع عوام و خواص در تدوین و عنوانگذارى مطالب این جزوه بهرههاى فراوانى برده شده است و این بیانات مهم باعث گشودن افق جدید در برابر محققان و نویسندگان گردیده است و سؤال بىپاسخ و مسكوت مانده حضرت امام هم براساس دیدگاههاى امام تفسیر و تحلیل گردیده است.
فصل دوم: خواص حق
تعریف (توصیف)
برخى از واژهها و اصطلاحات سیاسى در آثار حضرت امام تعریف دقیق و مشخصى از آنها ارائه شده است ولى برخى از عناوین و اصطلاحات را مىتوان با مراجعه به آثار امام در موضوعات مختلف و با استفاده از برخى تركیبات و توصیفات با برداشت موضوعى یا مفهومى، تعریفى از آنها بیان نمود. از جمله این اصطلاحات واژه خواص حق در قلمرو مسائل سیاسى اجتماعى انقلاب اسلامى است كه از نظر لغوى یا اصطلاحى هیچگونه تعریفى براى آن از سوى حضرت امام بیان نشده است. اما با رویكردى نو به ادبیات امام و آشنایى با كاربرد برخى از واژهها و تعابیر و تركیبات ادبى و سیاسى از سوى حضرت امام درباره كسانى كه در دورانهاى سخت و پرفراز و نشیب انقلاب همواره در تمام عرصهها حضور داشتند و زحمات طاقتفرساى انقلاب بر دوش آنان استوار بوده، مىتوان تعریفى درباره «خواصِ» حق به دست آورد.
واژههایى همچون:
«رادمردان شجاع بشریت» ، «دریاى موّاج آدمهاى متعهد» ، «توده میلیونى و بیدار شده و متوجه مسائل و حاضر در صحنه» ، «ستون محكم انقلاب» ، «چهرههاى حماسهآفرین» كه «جمهورى اسلامى با فداكارىهاى آنان تحقق یافته است» ، «هنر آفرینان، مدرسه عشق و شهادت» ، «سیراب شدگان كوثر عاشورا و منتظران وراثت صالحان» بیانگر تعریف و توصیف خواص حق در اندیشه امام است.
البته در اندیشه سیاسى امام خواص حق به درجات و طبقات گوناگونى تقسیم مىشوند ابتدا؛ كلیه اقشار مختلف مردم كه در همه مراحل و شرایط مختلف انقلاب اسلامى همراه رهبرى آن در تمام صحنهها حاضر بودند و از هیچگونه فداكارى دریغ نورزیدند.
سپس، قشر دانشمند و تحصیل كرده متعهدِ اسلامى كه با درك صحیح از شرایط پیچیده انقلاب بدون هیچگونه چشمداشتى به تنویر افكار عمومى مىپرداختند و در جهت اجراى دستورات و رهنمودهاى رهبرى انقلاب تلاش مىكردند.
سوم؛ روحانیت اصیل و متعهد است كه مشعلداران هدایت جامعه و
رهبران سیاسى معنوى انقلاب محسوب مىشوند و رسالتى الهى بر دوش دارند و شاید بتوان گفت كه بیشترین مطالب امام درباره خواص حق متوجه این قشر تأثیرگذار مىباشد.
مقام معظم رهبرى در تعریف خواصِ حق مىفرماید:
كسانى كه از روى فكر و فهمیدگى و آگاهى و تصمیمگیرى كار مىكنند، یك راهى را مىشناسند و دنبال آن حركت مىكنند ... یعنى كسانى كه وقتى یك عملى را انجام مىدهند، موضعگیرى مىكنند، راهى را انتخاب مىكنند از روى فكر و تحلیل است. مىفهمند و تصمیم مىگیرند ... این خواص چه كسانى هستند؟ آیا یك قشر خاصى هستند؟ خیر، در محیطى كه ما مىگوییم خواص؛ آدمهاى با سواد هم هست، آدمهاى بىسواد هم هست اما جزو خواص است.
مىفهمد دارد چه كار مىكند، از روى تصمیمگیرى و تشخیص عمل مىكند، ولو درس نخوانده، مدرسه نرفته، مدرك ندارد. اما مىفهمد كه قضیه چیست.
ویژگىها
مؤمنانى كه داراى معرفت دینى و سیاسى هستند و تعهد آمیخته با غیرت دینى، آنان را به پاسدارى از ارزشهاى متعالى اسلام وامىدارد.
ناهنجارىها و بدعتهاى سیاسى اجتماعى را در جامعه دینى برنمىتابند و همواره براى نفى ظلم و حاكمیت اسلام ناب احساس مسؤولیت مىكنند و استمرار رسالت انبیا در افكار و اندیشههاى كفرستیزانه و تحولآفرین آنان تبلور یافته است.
آنان باتشخیص «صحیح» از «سقیم» و «سَره» از «ناسره» در معادلات پیچیده سیاسى و بینالمللى، دسیسههاى گوناگون دشمن و عوامل نفوذى آنان را خنثى مىكنند. اینگونه افراد در اندیشه امام داراى خصوصیات و ویژگىهایى هستند كه مهمترین آنها رابراى خوانندگان محترم بیان مىكنیم.
1- تحلیلنگرى
بررسى دقیق و اندیشمندانه حوادث و مسائل سیاسى روز و تجزیه و تحلیل هرگونه واقعه و حادثه، رهایى از شبههزدگى را در پى دارد و كسانى كه به حوادث با دقت و از روى بصیرت و بینش بنگرند، هیچگاه به دام شبهات نمىافتند.
امام صادق (ع) مىفرماید:
الْعالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوابِس
بر عالم به زمان خود، افكار آلوده و شبهات هجوم نخواهد آورد.
كسانى كه آشنایى كامل به موقعیتها و وضعیتهاى سیاسى داشته باشند و شرایط پیچیده جامعه را از نظر تحولات سیاسى كاملًا درك كنند دچار گمراهى نمىگردند.
امام خمینى درباره قدرت تحلیل و بینش صحیح مادران شهید در دوران انقلاب مىفرماید:
یكى از این مادرها در بهشت زهرا ایستاده و صحبت كرده كه درخت آزادى محتاج به آبیارى است و خون پسر من یكى از چیزهایى است كه آبیارى مىكند،
ما یك چنین شیرزنانى داریم.
مادرهایى كه چهار تا بچه داشتند، سه تا بچههایشان رفته بود، باز مىگفتند كه این هم اگر برود براى خداست.
فهم صحیح از مشكلات و سختىهاى انقلاب و پیامدهاى آن، مهمترین ویژگى خواص حق است تا هیچگاه براى دستیابى به هدفهاى متعالى انقلاب اسلامى دچار تردید نگردند.
یكى از مسؤولان در خاطرات خود مىگوید:
یكى دو ماه قبل از پیروزى انقلاب، یكى از دوستان به قم رفته بود. ایشان مىگفت: آن روزها، مردم پس از یك اعتصاب طولانى، داشتند مغازهها را كم كم بازمىكردند. دیدم پیرمردى مغازه خود را باز كرده و آن جا پر از هندوانه پوسیده است، چون مدتى درِ مغازهاش را مثل همه بسته بود. من به قیافه، چهره و حالت كاملًا فقیرانه او نگاه كردم، در حالى كه او با خراب شدن هندوانهها، تمام سرمایه خود را از دست داده بود. به ذهنم رسیده بود كه به او كمك كنم و بعد ترسیدم كه پیشنهاد كمك توهینآمیز باشد و تصمیم گرفتم به بهانه خرید این كمك را بكنم، لذا به داخل مغازه رفتم و گفتم: قیمت هندوانهها چند؟ یكى، دو هندوانه براى ما وزن كن!.
پیر مرد نگاهى به من كرد و لبخندى زد و گفت: ما خمینى را نمىفروشیم!
نگاه كنید، عزت نفس، اخلاق و خودآگاهى را ببینید.
این نگرش تحلیلى صحیح و همراه با بصیرت به حوادث و رخدادها، در حماسه هشت سال دفاع مقدس هم بسیار مشاهده شده است.
حضرت امام درباره حضور حماسى و پرشكوه اقشار مختلف مردم در جبهههاى جنگ مىفرماید:
در دنیا شاید بىنظیر باشد و شاید در طول تاریخ هم نظیرى برایش نتوانیم پیدا بكنیم كه بچههاى كوچك و جوانهاى نیمسال و زنها، پیر زنها، نوعروسها، نودامادها همه با هم در این جبهه حاضرند.
بسیارى از اوقاتى كه این جا مىآیند انسان تعجب مىكند از وضع اینها كه جوانش فوت شده است، جوانش شهید شده است، مىگوید باز هم مىخواهم، جوان دارم باز [در راه خدا بدهم] بچه كوچك را مىگوید این انشاءالله بزرگ مىشود و شهید بشود.
قدرت تحلیل حوادث باعث مىگردد تا حقایق سیاسى اجتماعى همواره براى خواص روشن باشد. در مبارزه با استكبار جهانى بسیارى از مردم ایران نقشههاى مرموز دشمن را در محاصره اقتصادى دریافته بودند؛ امام به یكى از این نگرشهاى تحلیلى براى رهایى از سلطه اقتصادى دشمن اشاره مىنماید:
همان دیروز بود، مىآیند مىگویند كه فلان رعیت در آنجایى كه هیچ فرهنگى نرفته است مىگوید كه ما زراعت مىكنیم؛ براى این كه از قید و بند اسارت آمریكا خارج بشویم.
مقام معظم رهبرى هم درباره بصیرت و بینش مبتنى بر تحلیل صحیح در دوران دفاع مقدس مىفرماید:
بسیارى از این رزمندگان شاید صفحات متعددى از كتابهاى سیاسى را نخواندهاند، كشاورزان مشكینشهر كه به من مىگفتند كه ما گندممان را كاشتهایم و آمدیم [به جنگ]، اهل كتاب و درس و قلم نیستند، روشنفكر نیستند، اما آگاهند، روشنفكر به معنى واقعى كلمه آنها هستند، آنها هستند كه مىدانند چرا باید فداكارى كنند.
و از این نمونهها در دوران انقلاب و دفاع مقدس فراوان مشاهده شده است كه خیل عظیم ملت با بصیرت و تحلیلِ صحیح حوادث در بستر تكاملى انقلاب اسلامى رشد نمودهاند.
2- هوشیارى (رشد سیاسى)
دشمنان كینهتوز اسلام، سیاستهاى دراز مدت و پیچیدهاى را براى مبارزه با گسترش مكتب حیاتبخش اسلام و پیشگیرى از تثبیت نظام جمهورى اسلامى طراحى كردهاند و به مرور زمان به شیوههاى مختلف آن را به اجرا مىگذارند. از این رو مؤمنان خواص با تیزهوشى و درایت نقشههاى دشمنان را خنثى مىنماید.
پیامبر گرامى اسلام (ص) مىفرماید
الْمُؤْمِنُ كَیِّسُ فَطِنٌ حَذِر
مؤمن؛ زیرك، فهمیده و محتاط است.
حضرت على علیه السلام مىفرماید:
مَنْ نامَ عَنْ عَدُوِّهِ انْبَهَتْهُ الْمَكایِدُ
هر كه از نقشههاى دشمن غفلت كند، مكرها او را بیدار مىسازد.
حرف حساب خورشید خمین بخش 1
بازم از محمد عزیز ممنون واسه این مطلب
عوام و خواص از دیدگاه امام خمینى(ره):
مقدمه
صحنههاى عبرتآمیز تاریخ اسلام، همانند دیگر صحنههاى تاریخ بشر، شاهدِ تلاشها، پیشرفتها و شكستها و كاستىهاست. در این صحنهها، دو جریان فكرى و سیاسى را مشاهده مىكنیم:جریان نخست، حقگرا، هدایتگر، دشمنشناس، آزاداندیش و تحولنگر است كه با تلاش در راه حاكمیت اسلامِ ناب و زدودن غبار بدعت و كجاندیشى، بر تارُك جبین تاریخ مكتب حیاتبخش اسلام مىدرخشد. مردانى ژرفاندیش و عالى همت كه دیگران در پرتو تدبیر و ثمرات مبارزات آنان با سرفرازى زیستهاند.
جریان دیگر، بى تحرك، حقگریز و سادهاندیش است و درك صحیحى از حوادث ندارد و گاه اسیر تعلقات و شهوات دنیایى است.
این دو جریان سیاسى در بستر تاریخ از صدر اسلام تا عصر حاضر، به شكلها و عناوین گوناگونى ظهور داشتهاند.
در دوران انقلاب اسلامى، این دو جریان از دیدگاه حضرت امامخمینى قدس سره و مقام معظم رهبرى (مد ظله العالى) تحت عنوان عوام و خواص معرفى شدهاند.
رگ رگ است این آب شیرین، آب شور در خلایق مىرود تا نفخ صور
نوشته حاضر، ویژگىها و شاخصهها و طرز تفكر این دو جریان را در دوران انقلاب و مبارزات امام، علیه رژیم ستمشاهى و پس از پیروزى انقلاب و دوران دفاع مقدس به همراه خواص باطل از دیدگاه حضرت امام در سه فصل مورد بحث قرار داده است.
فصل اول این مجموعه براى آشنایى و آمادگى خوانندگان محترم براى ورود به بحث اصلى به كلیات بحث عوام و خواص در مسائل و علوم مختلف مىپردازد و فصلهاى دیگر به عوام و خواص از دیدگاه امام اختصاص دارد.
امید است این مجموعه برادران پاسدار و نسل جدید انقلاب را هر چه بیشتر به شناختن این دو تفكر و سابقه فعالیتهاى عوام و خواص در دوران انقلاب آشنا سازد و در جهت حفظ دستاوردهاى انقلاب اسلامى و پیشگیرى از لغزشهاى سیاسى و فرهنگى رهنمون باشد. در پایان از زحمات آقاى حسین شیداییان در تدوین و همكاران ایشان حُجج اسلام آقایان مصطفى آخوندى استاد راهنماى تحقیق و مهدى عبداللهى ناظر نهایى پژوهشكده تحقیقات كه با نظرات اصلاحى ایشان متن عوام و خواص از دیدگاه امام به سامان رسیده است تقدیر و تشكر مىنماییم.
فصل اول: كلّیات
پیشدرآمدى بر بحث عوام و خواص
قلمرو اصلى بحث این كتاب عوام و خواص در محدوده مسائل سیاسى اجتماعى اسلام و انقلاب اسلامى از دیدگاه امام خمینى قدس سره است؛ ضرورى است كه پیش از ورود به بحث اصلى، اصطلاح عوام و خواص را از جنبههاى مختلف مورد بحث قرار دهیم تا قلمرو اصلى موضوع را تعیین كنیم و خوانندگان محترم با ذهنى آماده و شفاف مطالب را پیگیرى نمایند.
1- عوام و خواص در لغت و اصطلاح
واژه «عوام» در لغت فارسى به معنى مردم كم سواد یا بىسواد به كار برده مىشود و تركیبهایى مانند عوامانه، عوامفریبى یا عوام فهم به همین معنى استفاده مىگردد.
واژه «خواص» به معنى مردمان خاصّ، ضد عوام و یا برگزیدگان قوم است.كلمه «عوام» و «خواص» را به معنى فرومایگان و اشراف زادگان هم به كار مىبرند.
در اصطلاحِ سیاسى، «عوام»، به مردم عامى یا طبقات پایین جامعه گفته مىشود. و گروهى را كه در تلاش براى بهكارگیرى عوام در راه اهداف سیاسى خویش هستند «خواص» گویند.
2- عوام و خواص در استنباط معارف قرآنى
در فهم علوم و معارف دینى و قرآنى؛ انسانها براساس مراتب درك و فهمِ مطالب عمیق دینى به دو طبقه عوام و خواص تقسیم مىگردند، هر چند كه در این موضوع طبقه خواص و عوام نیز داراى درجاتى هستند.
امام خمینى در تفسیر حدیث «انَّما یَعْرِفُ الْقُرآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ
درباره شناخت آیات و فهم عمیق قرآن كریم مىفرماید:
«بعضى آیاتى كه مربوط به احكام ظاهریه است و مربوط به نصایح است كه همه مىفهمند، آنى كه «لا یَعْرِفُهُ الَّا مَنْ خُوطِبَ بِهِ» یعنى خود رسول اكرم [مىفهمد]؛ یعنى واسطه هم نمىتواند بفهمد، جبرئیل هم نتوانسته است! جبرئیل امین هم یك واسطهاى بوده است كه خوانده است بر حضرت ... دیگران هم كه بهواسطه آن نورى كه از حضرت رسول صلى الله علیه و آله- در قلب- آن تعلیم نورانى كه از قلب او به قلب خواص او بوده است، بهواسطه او فهمیدهاند. و اما دست امثال ما و بشر عادى كوتاه است از این كه واقعاً بداند كه «هُوَ مَعَكُم» یعنى چه، چه معیّتى است این؟»
امام حسین علیه السلام مراتب فهم قرآن را چنین بیان مىفرماید:
كِتابُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَلى ارْبَعَةِ اشْیاءَ، عَلَى الْعِبارَةِ، وَالْاشارَةِ، وَاللَّطائِفِ وَالْحَقایِقِ؛ فَالْعِبارَةُ لِلْعَوامِ، وَالْاشارَةُ لِلْخَواصِ وَاللَّطائِفُ لِلْاولِیاءِ، وَالْحَقایِقُ لِلْانْبِیاء
كتاب خداوند عزیز و جلیل بر چهار چیز مستقر گشته است، بر عبارت و اشارت و لطائف و حقایق، پس عبارت قرآن براى توده مردم و اشارت آن براى خواص و لطایف آن براى اولیاى خدا و حقایق آن براى انبیاى الهى است.
امام خمینى درباره درك و فهم افراد در برداشت از آیات قرآن به نسبت و فراخور درك خویش مىفرماید:
«قرآن یك سفرهاى است كه انداخته شده است براى همه طبقات؛ یعنى یك زبانى دارد كه این زبان هم زبان عامه مردم است و هم زبان فلاسفه است و هم زبان عرفاى اصطلاحى و هم زبان اهل معرفت به حسب واقع ... عامه مردم خیلى ازش چیز مىفهمند این كتاب را، و خواص هم مسائل بالاتر مىفهمند و اخص خواص هم مسائل فوق آن را مىفهمند.»
3- عوام و خواص در قلمرو فقه اسلامى
فقهِ غنى اسلام متكفل اداره امور زندگى انسان از گهواره تا گور است و به دانشمندانى كه سالها در شناخت و درك عمیق احكام الهى و مباحث فقهى تلاش مىكنند تا پاسخگوى نیازهاى ضرورى دینى مردم باشند «فقیه» گویند. در مقابل، كسانى كه قدرت استنباط و درك مسائل و احكام فقهى
مربوط به زندگى خویش را ندارند؛ باید از فتاواى فقها پیروى نمایند.
حضرت امام حسن عسگرىعلیهالسلام ضمن برشمردن شاخصههاى مطلوب یك فقیه از كسانى كه باید از فتاواى فقها پیروى كنند با لفظ «عوام» یاد فرموده است:
... فَأَمَّا مَنْ كانَ مِنَ الْفُقَهاءِ صائِناً لِنَفْسِهِ، حافِظاً لَدِینِهِ مُخالِفاً عَلى هَواهُ مُطیعاً لِأَمْرِ مَوْلاهُ، فَلِلْعَوامِ أَنْ یُقَلِّدُوهُ
... امّا از میان فقیهان، شخصى كه خود نگهدار، دین دار، مخالف هوى و هوس، مطیع امر مولاى خویش باشد بر تمام مردم (غیر فقیه) واجب است كه از او تقلید كنند.
با توجه به این حدیثِ شریف و لفظ «عوام» كه مرادِ آن، كسانى هستند كه از مسائل فقهى و شرعى بىاطلاع هستند؛ مىتوان عالمان و فقیهان را در قلمرو مسائل فقهى «خواص» نامید.
4- عوام و خواص در آداب دینى
در انجام فرائض دینى هم، مردم به چند گروه تقسیم مىشوند گروهى به ظواهر دستورات عمل مىكنند و برخى به باطن اعمال توجه دارند؛ برخى در گروه عوام مىگنجند و برخى در سلك خواص مىباشند.
1/ 4- روزه: آیتالله حاج میرزا جواد ملكى تبریزى قدس سره در كتاب اخلاقى و سیر سلوكِ «المراقبات» درباره روزه ماه مبارك رمضان و تقسیمبندى مردم؛ در این باره مىفرماید:
بارى، روزه بر سه گونه است:
1- روزه «عوام» كه همان پرهیز از خوردن و نوشیدن و دیگر مبطلات روزه است بهگونهاى كه در كتابهاى فقهى آمده است.
2- روزه «خواص» كه افزون بر پرهیزهاى یاد شده، پرهیز از گناه نیز هست؛ یعنى نگهدارى چشم و گوش و دیگر اعضا از در افتادن به گناه و ناروایى.
3- روزه «خواصِّ خواصّ» كه افزون بر پرهیزهاى یاد شده، پرهیز از هر چیزى است خواه حرام یا حلال كه ذهن و ضمیر را از خدا و یاد خدا غافل سازد.
2/ 4- نماز: درباره نماز، این معراج مؤمن و مرقات وصول به حقتعالى، نكات و ظرافتهایى نهفته است كه هر مؤمنى به قدر توانایى و وسع خویش به معارف آن دست مىیابد.
حضرت امام خمینى قدس سره درباره علت تألیف كتاب «آداب الصلاة» پس از تدوین «اسرار الصلاة» مىنویسد:
پیش از این رسالهاى فراهم آوردم كه به قدر میسور از اسرار صلاة در آن گنجانیدم، و چون آن را با حال عامه تناسبى نیست در نظر گرفتم كه شطرى از آداب قلبیه این معراج روحانى را در سلك تحریر درآورم.
ایشان در بخشهاى متعدد كتاب «آداب الصلاة» كه انگیزه تألیف آن را دسترسى عوام به مباحث نماز مىدانند، از ورود به مباحث عمیق و دقیق خوددارى نمودهاند و دلیل آن را چنین برمىشمرند:
چون این رساله بر وفق ذوق عامه نوشته مىشود.
امام در بحث اسرار قرائت نماز مىفرماید:
از براى آن چون سایر اجزاء نماز، مراتب و مقاماتى است حسب مقامات اهل عبادت و سلوك. و ما به طریق اجمال اشارهایى به آن مىكنیم: اول، قرائت عامه است، كه اصل آن تجوید و تصحیح صورت است ...
دوم، قرائت خاصه است و آن احضار حقایق لطایف كلام الهى است در قلب به قدر قوت برهان یا كمال عرفان ...
5- عوام و خواص در اخلاق اسلامى (تقوى)
هر كس به اندازه معرفت دینى و سعى در مراقبت بر اعمال و رفتار خود، به درجهاى از كمال اخلاقى نایل مىگردد. از این رو ائمه معصومین و علماى اخلاق برخى از فضائل اخلاقى را به نسبت معرفت و شناخت دینى متصفانِ به آن فضیلت، به مراتبى تقسیمبندى نمودهاند.
از میان فضائل اخلاقى «تقوى» را كه مهمترین و با ارزشترین فضیلت محسوب مىگردد انتخاب نموده و به بیان مراتب آن مىپردازیم:
در كلامى منسوب به امام صادق علیه السلام مراتب تقوى به سه دسته تقسیم شده است.
1- تقواى بالله و فى الله؛ یعنى در راه خداوند و براى خداوند از هر چه غیر اوست روى گرداندن؛ و این درجه مخصوص مؤمنان خاص الخاص است:
2- تقواى من الله؛ یعنى دورى از كارهاى شبههناك و این درجه خواص جامعه اسلامى است.
3- تقواى از جهنم و عذاب؛ یعنى خوددارى از كارهاى حرام به جهت ترس از دوزخ و عذاب الهى و این درجه مردم عامى است.
امام خمینى در كتاب گران سنگ شرح چهل حدیث در بیان مراتب و درجات تقوا مىفرماید:
تقواى عامه از محرماتاست؛ و خاصه از مشتهیات؛ و زاهدان ازعلاقه بهدنیا و ....
ایشان در تفسیر مختصر آیه «یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ (حشر: 18) مىفرماید:
در همین آیه كوچك لفظاً و بسیار بزرگ معناً، احتمالاتى است سازنده، هوشیار دهنده كه به بعض آنها اشاره مىشود:
1- مىتواند خطاب به كسانى باشد كه اول مرتبه ایمان را دارند مثل ایمان عامه. در این احتمال امر به تقوا، امر به اولین مراتب آن است كه تقواى عامه است و آن پرهیز از مخالفت احكام ظاهرى الهى است ...
2- ممكن است خطاب به كسانى باشد كه ایمان را به قلب خویش رساندهاند ...
امر به تقوا به اینان با احتمال اول فرقها دارد. این تقوا، تقواى از اعمال ناشایسته نیست؛ تقواى از توجه به غیر است، تقواى از استمداد و عبودیت غیر
حق است.
3- احتمال دیگر آن است كه خطاب به اصحاب ایمان از خواص اهل معرفت و شیفتگان مقام ربوبیت و عاشقان جمال جمیل باشد كه با چشم قلب و معرفت باطن همه موجودات را جلوه حق مىبینند ... به این احتمال، امر به تقوا به این طایفه از عشّاق و خواصّ، فرقها با دیگران دارد و ممكن است تقوا از رؤیت كثرت باشد و شهود مرائى ورائى، تقوا از توجه به غیر باشد هر چند بهصورت توجه به حق از خلق.
امام خمینى قدس سره «وَرَعْ» را كه عبارت از نگهدارى كامل و آخر مرتبه حفظ نفس از معاصى و مكروهات است داراى مراتب و درجاتى مىداند و مىنویسد:
وَرع عامّه اجتناب از كبائر است؛ و وَرع خاصّه اجتناب از مشتهیات است براى خوف از وقوع در محرّمات.
6- عوام و خواص در قلمرو مسائل سیاسى اسلام
بحث شناخت عواموخواص و اندیشه و عملكرد آنان در قلمرو مسائل سیاسى اسلام از جمله مباحث دقیق و ظریفى است كه تاكنون كمتر به آن پرداخته شده است.
معیار ما در این بحث، مسائل كلى سیاسى اسلام از دیدگاه حضرت امام است كه شامل مبارزه علیه ظلم، تلاش براى تشكیل حكومت اسلامى و تحققِ اهداف آن، توجه به جامعیت اسلام و مباحث سیاسى انقلاب
اسلامى است. تفاوت عمده بخشهاى آینده با مباحث گذشته در این است كه شاخصه اصلى ما در معرفى و نقد تفكرات عوام و خواص؛ بصیرت و شناخت صحیح افراد در امور سیاسى اسلام است و تحصیلات علمى و دانش روز و یا سیره عملى و اخلاقى و تئورىهاى افراد ملاك و معیار نیست. چه بسا افرادى كه از علم و دانش دینى و تخصصهاى علمى و معرفت كامل دینى بهره چندانى نداشته باشند اما در قلمرو مسائل سیاسى اسلام و انقلاب اسلامى در زمره خواص قرار گیرند. به تعبیر جامع و علمى مىتوان گفت نسبت عوام و خواص معارف دینى با عوام و خواص سیاسى اسلام نسبت «عموم و خصوص مِن وَجه» است.
قدر مسلّم كسانى كه بتوانند هم در معارف دینى و هم در مسائل سیاسى اسلام در گروه خواص قرار گیرند تأثیر شگرفى در جامعه اسلامى مىگذارند و حتى مىتوانند رهبرى خواص را در جامعه به عهده گیرند و یا در پرتو اندیشههاى متعالى آنان خواص تربیت یابند.
همانگونه كه حضرت امام خمینى در دوران عمر پربركت خویش با فراگیرى علم و تهذیب نفس، با سیر و سلوك و ریاضات شرعى به درجات عالى معارف دینى و قلههاى رفیع عرفان ناب و اصیل اسلامى دست یافت و در عرصه سیاست نیز پرچمدار قیام و مبارزه علیه ظلم و استبداد گردید و در دوران پرفراز و نشیب مبارزه و انقلاب به تربیت و رشد خواص حق پرداخت كه نتیجه آن جوشش میلیونها انسان متعهدِ فداكار در عرصههاى مختلف انقلاب و جمهورى اسلامى گردید.
هدف ما در این كتاب بررسى و معرفى اندیشه و عملكرد عوام و خواص در قلمرو مسائل سیاسى اسلام و انقلاب اسلامى براساس
دیدگاههاى حضرت امام خمینى قدس سره مىباشد.
7- پیشینه شكلگیرى تفكر و عملكرد عوام و خواص
تفاوت و تقابل تفكر و كاركرد عوام و خواص در قلمرو مسائل سیاسى اسلام، در دورانهاى مختلف تاریخ اسلام به شكلهاى گوناگون پدیدار شده است. حضرت امام درباره شكلگیرى تفكر عوام و خواص در تاریخ سیاسى اسلام و موضعگیرىهاى آنان در مبارزه با ظلم به تفصیل سخن مىگوید:
از صدر اسلام تا كنون دو طریقه، دو خط بوده است: یكى خط، خطِ اشخاص راحتطلب كه تمام همّشان به این است كه یك طعمهاى پیدا كنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا هم آنهایى كه مسلمان بودند، مىكردند، اما مقدم بر هر چیزى در نظر آنها راحتطلبى بود.
در صدر اسلام، از این اشخاص بودند. وقتى كه حضرت سیدالشهدا- سلامالله علیه- مىخواستند مسافرت كنند به این سفر عظیم، بعضى از اینها نصیحت مىكردند كه براى چه، شما اینجا هستید، مأمونید و حاصل، بنشینید و بخورید و بخوابید و از همانها بعضى قماشها بودند كه اشكال هم مىكردند كه یك قدرت بزرگى را در مقابلش چرا یك عده كمى قیام مىكنند. این در طول تاریخ تا حالا بوده است. از اول نهضت اسلامى، ما شاهد اشخاصى كه به این وضع بودهاند، راحتى را بر هر چیزى مقدم مىداشتهاند، تكلیف را این مىدانستند كه نمازى بخوانند و روزهاى بگیرند و بنشینند در منزلشان ذكرى بگویند ... این یك راهى بود كه یك دستهاى از مردم داشتند كه تمام آمال آنها این بود كه آدم اینجا چند
روزى كه هست، خوب استراحت بكند و بنشیند در خانهاش عبادت بكند. اسلام را خلاصه كرده بودند در عبادات؛ مثلًا نماز و روزه و امثال اینها. براى اسلام هم غیر از این، خیلى نه اطلاعات صحیح داشتند و نه ارزشى قائل بودند. همان باید درمنزلها بنشینند و نگاه كنند و بهدیگران اشكال كنند ....
یك دسته دیگر هم انبیاء بودهاند و اولیاى بزرگ. آن هم یك مكتبى بود و یك خطى بود؛ تمام عمرشان را صرف مىكردند در این كه با ظلمها و با چیزهایى كه در ممالك دنیا واقع مىشود، همّشان را اینها صرف مىكردند در مقابله با اینها. كسى كه تاریخ انبیا را دیده باشد و تاریخ اسلام را دیده باشد و تاریخ زندگى حضرت رسول- سلامالله علیه- را و ائمه اطهار و اصحاب رسول الله را دیده باشد، مىبیند كه اینها از اولى كه وارد شدند در میدان و به حد بلوغ رسیدند و رسول اكرم از اولى كه این رسالت به او محول شد تا آن وقتى كه در بستر مرگ خوابیده بود یا شهادت، بین این بستر و آن بعثت، تمام فعالیت بوده است، جنگ بوده، دفاع بوده و كسى كه زندگى امیرالمؤمنین- سلامالله علیه- را مشاهده كند نیز [مىبیند] همینطور بوده؛ جهاد در راه خدا و جهاد در راه احكام خدا بوده است و سایر ائمه علیهم السلام البته آن كه از همه بارزتر و معروفتر است سیدالشهدا- سلامالله علیه- است. اگر وضع تفكر سیدالشهدا- سلامالله علیه- مثل بعضى مقدسین زمان خودش بود، آنها طرحشان این بود كه بماند همان در جوار حضرت رسول- سلامالله علیه- و عبادت كند. اگر وضع تفكر مولا هم اینطور بود، كربلایى پیش نمىآمد، یك راحتطلبى بود و كنارهگیرى از جامعه و دعا و ذكر بود. لكن وضع تفكر جور دیگرى بود.
چنانچه ائمه ما علیهم السلام سازش مىكردند با اهل ظلم و ستم، احتراماتشان بسیار
زیاد بود، خلفا حاضر بودند كه آنها را هر جور احترام مىخواهند بكنند كه آنها دست از دعوتشان بردارند ... اگر طرز تفكر آنها هم این بود، این مذهب یك مذهبى كه در مقابل ظلم در طول تاریخ واقع شده است، نبود.
این دو رشته از اول خلقت تا حالا بوده است؛ رشته تعهد به اسلام و ایستادگى در مقابل ظلم و ستم و دیكتاتورىِ قدرتهاى شیطانى و [رشته] سازش
طرح مسأله از سوى امام
موج توفنده انقلاب شكوهمند اسلامى به رهبرى حكیمانه و پیامبرگونه امام خمینى قدس سره و مبارزات اسلامى مردم ایران، واكنشهاى مختلفى را از سوى برخى از اشخاص و احزاب به دنبال داشت. برخى با درك صحیح از شرایط سیاسى با دریاى خروشان انقلاب همسو شدند. گروهى در برابر رویدادهاى انقلاب سكوت كردند و بعضى به كارشكنى پرداختند.
حضرت امام در منشور روحانیت دو طرز تفكر در حوزههاى دینى را كه یكى علماى دین باور و مبارز و متعهد و دیگرى اندیشههاى جمود و تحجر و جدایى دین از سیاست بود براى طلاب جوان توضیح مىدهد و ضمن برشمردن حوادث مختلف انقلاب و موضعگیرىهایى كه از سوى ناآگاهان
یا كارشكنان صورت مىگرفت سؤالى را فراروى محققان طرح مىكند:
... دیروز مقدس نماهاى بى شعور مىگفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مىگویند مسؤولین نظام كمونیست شدهاند! تا دیروز مشروب فروشى و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براى ظهور امام زمان- ارواحناه فداه- را مفید و راهگشا مىدانستند امروز از این كه در گوشهاى خلاف شرعى كه هرگز خواست مسؤولین نیست رخ مىدهد، فریاد «وا اسلاما» سرمىدهند.
دیروز حجتیهاىها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانى نیمه شعبان را به نفع شاه بشكنند، امروز انقلابىتر از انقلابیون شدهاند! ولایتىهاى دیروز كه در سكوت و تحجر خود آبروى اسلام و مسلمین را ریختهاند و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شكستهاند و عنوان ولایت براىشان جز تكسّب و تعیّش نبوده است، امروز خود را بانى و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را مىخورند! راستى اتهام آمریكایى و روسى و التقاطى، اتهام حلال كردن حرامها و حرام كردن حلالها، اتهام كشتن زنان آبستن و حلّیت قمار و موسیقى از چه كسانى صادر مىشود؟! از آدمهاى لامذهب یا از مقدس نماهاى متحجّر و بىشعور؟ فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعنها و كنایهها نسبت به مشروعیت نظام كار كیست؟ كار «عوام» یا «خواص»؟ ...
بدینگونه حضرت امام قدس سره براى اولین بار واژه «عوام» و «خواص» را در ادبیات سیاسى انقلاب اسلامى مطرح ساخت و اندیشمندان و دلسوزان انقلاب اسلامى را به كنكاش در طرز تفكّر، اندیشه، سوابق و عملكرد آنان فراخواند. پس از طرح این سؤال در سال 67 از سوى امام؛ در سال 75 مجدداً این مسأله از سوى مقام معظم رهبرى حضرت آیتا ... خامنهاى (مد ظله العالى) مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت.
شیوه تحقیق و گردآورى
رایجترین شیوه تحقیق در آثار و اندیشههاى امام براى دستیابى به مجموعه نظرات امام در یك موضوع، بیشتر به صورت جستجو در واژههاى مشخص و مطالب صریحِ مربوط به آن موضوع صورت مىگیرد و مطالبى كه ارتباط مستقیم با موضوع دارد جمعآورى مىگردد و سپس عنوانگذارى شده و براساس سیر منطقى بحث فصلبندى مىگردد.
تبیانهاى مؤسسه آثار امام مانند: امر به معروف و نهى از منكر، زن در اندیشه امام خمینى، سپاه از دیدگاه امام و ... همچنین آثار موضوعى كه پژوهشكده تحقیقات اسلامى سپاه تهیه نموده است مانند: آمریكا از دیدگاه امام، ایام در نگاه امام و آزادى از دیدگاه امام و ... بر همین شیوه گردآورى شده است.
اما براى آشنایى با برخى از دیدگاهها و اندیشههاى امام كه عنوان آن موضوع، عام و كلى است و صریحاً مطالبى درباره آن بیان نشده و یا عنوانهاى خاص در موضوع مطروحه كم است، نمىتوان به شیوه موضوعى در قالب جستوجوى مطالب و واژهها به مجموعه دیدگاههاى امام دست یافت؛ بلكه با بهرهگیرى از شاخصههاى كلى كه امام درباره آن بیان كرده و با استخراج كلید واژههاى مرتبط با آن موضوع مىتوان مطالبىرا كه از نظر مفهومى یا مصداقى با عنوان عام و كلى مطابقت و همخوانى داشته باشد تنظیم نمود و با مجموعه دیدگاههاى امام در ارتباط با موضوع مورد تحقیق آشنا شد.
به عنوان مثال: حضرت امام در سال 66 و 67 در برخى از پیامهاى خود به شاخصههاى اسلام ناب محمدى (ص) و اسلام آمریكایى اشاراتى داشتند؛ بخش تحقیقات مؤسسه آثار امام براساس شاخصههاى كلى امام به كلیه آثار مكتوب و سخنرانىهاى ایشان از سال 41 تا 68 مراجعه كردهاند و به شیوه انتزاع مفهومى و یا تعیین مصداق به تهیه و تنظیم تبیان حجیم اسلام ناب اقدام نمودند و در مقدمه این كتاب شیوه تحقیق چنین ذكر شده است:
... از آن جا كه این دو اصطلاح عمدتاً در سالهاى آخر عمر آن حضرت استفاده گردیده با استفاده از خصوصیات اصلى و كلى كه حضرت امام در سخنان اخیرشان در این باره به دست دادهاند؛ ویژگىهاى این دو را در تمامى آثار ایشان جست جو نمودیم تا روشنگر منظور باشد.دفاع مطهر
هفتة تاریخ را آدینه است
لحظهای از این همیشه بگذرید
اندرین آئینه خود را بنگرید
داغ بود و اشک بود و سوز بود
آه ! گویی این همه دیروز بود
اینک اما در نگاهی راز نیست
در گلویی عقدة آواز نیست
نسلهای جاودان فانی شدند
شعرها هم آنچه میدانی شدند
روزگاران عجیبی آمدند
نسلهای نانجیبی آمدند
ابتدا احساسهامان ترد بود
ابتدا اندوههامان خرد بود
رفته، رفته خندهها زاری شدند
زخمهامان کمکمک کاری شدند
عقدهها رفتند و علّت مانده است
در گلویم حاج همت مانده است
زخمیم اما نمک بیفایده است
درد دارم نیلبک بی فایده است
عاقبت آب از سر نوحم گذشت
لشکر چنگیز از روحم گذشت
جان من پوسید در شبغارهها
آه ای خمپارهها، خمپارهها ... !
برچسب ها:
حرف حساب ،
آیت الله روشن فکر
در یکی از روزهای بهار سال 1331 که نوجوانی 9ساله بودم، گروهی از طلبههای جوان و سیاسی از تهران عازم قم شده بودند تا با آیتالله بروجردی دیدار کنند. طلبهی جوانی که بعدها فهمیدم نواب صفوی بود سخنان تندی ایراد میکرد که هیچ چیز ازآن در خاطرم نمانده است. بعدها خبردار شدم که نواب و یارانش قصد دیدار با آیتالله بروجردی راداشتند که ایشان آن ها را نپذیرفته بودند. از پدرم شنیدم که چند روز بعد که اصحاب آیتالله بروجردی، از جمله پدرم در محضر ایشان بودند، یکی ازبزرگان و از مدرسین حوزه (ظاهراپدر آیتالله فاضل لنکرانی، مرجع معاصر) علت این رفتار را از آقای بروجردی سوال کرده و میپرسد چرااین افراد را که خواهان حکومت اسلامی هستند، نپذیرفتید؟
ایشان در جواب میگویند: این آقایان میخواهند شاه را بردارند ولی امثال شما را به جای او بگذارند. شخص دیگری (ظاهرامرحوم آیتالله کبیر) از علمای بزرگ و فقهای برجسته بوده است میپرسد، مگر چه اشکالی دارد؟
آیتالله بروجردی درجواب میگویند:
اشکال بزرگ این امردراین جا است که شاه با اسلحه توپ و تفنگ به جان مردم میافتد،با این اسلحه میشود مقابله کرد ولی اگرشما به جای او نشستید،اسلحه شما ایمان وعقاید مردم است که به جان مردم میاندازید. با این اسلحه نمیتوان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته میشود.
منبع:
دکترصادق طباطبایی - خاطرات سیاسی اجتماعی (1) - نشر عروج (وابسته به موسسه نشر و تنظیم آثار امام) -تهران 1387 صفحه 27
برچسب ها:
حرف حساب ،
کلمات قصار دکتر شریعتی به همراه عکس هایی از آن عزیز

………………………………….

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
دکتر علی شریعتی
***********************************************

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت (دکتر شریعتی)
************************************************** ******************

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد.
دکتر علی شریعتی
************************************************** **********************************************

انسان مجبور نیست حقایق را بگوید ولی مجبور است چیزی را که می گوید حقیقت داشته باشد
علی شریعتی
*****************************

“خدایا چگونه زندگی کردن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت – دکتر شریعتی”
**************************************

“تهمت و دروغ را دشمن سفارش میدهد و منافق میسازد و عوام فریب پخش میکند وعامی انرا میپذیرد(دکتر علی شریعتی)”
************************************************** *****************
“خدایا شهرت منی را که میخواهم باشم قربانی منی را که: میخواهند باشم نکند * شریعتی”

“زمانی مصاحبه گری از معلم صداقت و صمیمیت دکتر علی شریعتی پرسید :
به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم ؟
دکتر علی شریعتی در جواب گفتند : نمیخواهد لباسی بدوزید و بر تن زن امروز
نمائید . فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده
اوست”

“دکتر علی شریعتی:انسان به اندازه ای که به مرحله انسان بودن نزدیک می شود ،احساس تنهایی بیشتری می کند”

“انسان عبارت است از یک تردید. یک نوسان دائمی. هر کسی یک سراسیمگی بلاتکلیف است. (دکتر شریعتی)”
************************************************** ******************

-”خداوندا من با تمام کوچکیم یک چیز از تو بیشتر دارم و آن هم خدای است که من دارم و تو نداری
دکتر شریعتی”
************************************************** **

“هر کس بد ما به خلق گوید ما چهره دل نمی خراشیم ما خوبی او به خلق گوییم تا هردو دروغ گفته باشیم (دکتر علی شریعتی)”
***********************************

“خدایا هر که را عقل دادی ، چه ندادی؟ و هر که را عقل ندادی ، چه دادی؟؟؟
دکتر شریعتی”
****************************

با شیطان هم داستان شدم تا در برابر هیچ آدمی سر تسلیم فرود نیاورم.(دکتر شریعتی
************************************************** ********************************************

هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود ، چیزی یاد نگرفتم . . .
( دکتر علی شریعتی )
برچسب ها:
حرف حساب ،
کمبود نرمال
اما یه نکته مهم اینه که تمام اینا داره یه نقطه خاص رو در یه امتداد عادی نشون میده و ما هیچ وقت اون امتداد عادی رو برای کسی تعریف نمیکنیم و این کل اصلی رو نادیده می گیریم ! و این حال عادی رو میذاریم ته دل خودمون !
کلا حس کردم این حال عادی مهجور مونده و باید بهش پرداخت اما مسئله اینه که خودمم لون کلمات خاص واسه این عادی رو پیدا نکردم!
ممنون که به گل واژه هام توجه کردین و وقت گذاشتین!
شب همگی به خیر
خوش ذوقی فیس بوکی!
خواهشا بدون هیچ جهت گیری بخونید و بخندید!!!

قضیه لوگو پپسی که یادتونه
Pay Each Penny Saves Israel
پرداخت هر پنی اسرائیل را نجات می دهد
با روشن شدن این دشمنی آشکار و رو شدن دست لابی های صهیونیستی ، شرکت های ایرانی هم ساکت ننشسته و در حرکتی هماهنگ به تشریح نام خود پرداختند تا مشت محکمی باشد بر دهان اسراییل جنایت خوار!
پفک نمکی = پایمردی فلسطین، کابوس ناگوار ملت کینه توزیهودی.
تک ماکارون = تکنولوژی کشور متجاوز اسرائیل کارامدتر از راه ولایت نیست.
شادنوش = شکست اسرائیل دربرابر نیروی ولایتمدار شیعیان.
داماش = دندان اسرائیلو مردم ایران شکستند!!!!!
کاله = کشور اسرائیلو له میکنیم !!!!
پگاه = پاشو گمشو اسرائیل هرجایی!!!
بن ساله = بنیامین نتانیاهو، سگ اسرائیلی لندهور
اتکا = این تو کالبدت اسرائیل
دامداران = دهن این مردم دهاتی اسرائیل را، استغفرا... نزار دهنم باز شه.
چی توز = نیازی به توضیح نیست، این نام مستعاره بزرگترین دشمن اسرائیل است
برچسب ها:
هرزنوشته ،
بالاخره اتفاق افتاد!
اونم این که دوباره یه برنامه ای راه افتاد ، اونم چیزی نیست جز ترم جدید!!!!!!!
با تمام آلاخون والاخون بودن خوابگاه ، با تمام سخت بیدار شدن اول صبح!!!
.
.
.
.
.
.
بازهم بوی گند ماه مهر!!!
برچسب ها:
دل نوشت کودکانه ،
وقایع اتفاقیه ،
رستاخیز رستاک

با سلام
دیروز اثر جالب گروه موسیقی رستاک رو دیدم که قطعاتی از موسیقی فولکلور ایران رو ، از لری و گیلکی وکردی گرفته تا بلوچی، اجرا کرده بودند که چند نکته توی این اثر -که به حق اثر فاخری هست- باعث شد که این تیترو واسشون بذارم
اول از همه این که انقدر مرد بودن که توی شرایطی که همه برای کسب شهرت به طرف موسیقی های سنتی خودمون یا موسیقی های غربی میرن اینا اومدن همت کردن و این موسیقی غنی فولکلور رو بهش بها دادن و مورد توجه قرارش دادن و در کنارش خودشونم به کل ایران معرفی کردن!
دوم انتخاب ترانه های اصیل و بسیار زیبایی بود که در میون قومیت مربوط همه اونو دوست دارند و مورد مناقشه نیست و همچنین با یه هوشمندی مثال زدنی ریتم اونهارو سریع تر کردن تا بتونن به راحتی جوونی مثل من که از این نوع موسیقی فراریه یا این که کم گوش میده و توی موسیقی دنبال سرعته رو به خودشون جذب کنن
سوم این که نیومدن هرکدومشون یه ردای قرمز یا صورتی یا هر رنگ دیگه ای بپوشن که انگار مال زمان تیرکمون شاهن! بلکه هرکدوم یه لباس امروزی پسند پوشیدن که جدابیت کار مقامی و فولکلورشون رو بالاتر میبره و لباس خانوما هم باتوجه به برخی ملاحضات بد طراحی نشده و مناسب فضاست
چهارم این که با یه موسیقی و یه ترانه ی خالی از یه جایی مثل منطقه ی بختیاری یا بلوچستان اونها رو به زیبایی هرچه بیشتر به بقیه مردم معرفی کردن و به مودت قومیت ها خیلی کمک کردن
پنجمین نکته استفاده از سازهای مختلف و متنوع زیادی هست به جذابیت هرچه بیشتر این اثر کمک زیادی کرده و البته اثر استفاده از ساز "قانون" رو از یاد نبرید که اجرای قطعات رو جلای بسیاری میده
آخرین نکته اینه که دوتا کرد هنرمند که خواننده های این گروه باشن با این هنرمندی این همه ترانه با تفاوتهای عجیبشون رو به این خوبی اجرا می کنن!!
در کل دیدن این کار و تبلیغ اون رو بسیار توصیه می کنم به همه دوستان
راستی این حرفا فقط برداشت شخصیم بود و اهل فن ببخشن که من اینطوری افاضه کردم!!
راستی عیدتونم مبارک!!!!!
برچسب ها:
دل نوشت کودکانه ،
موسیقی ،
تبلیغات