تبلیغات
چارکلمه حرف حساب - دم افطار
جمعه 29 مرداد 1389

دم افطار

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    

سلام به همه
الان دم افطاره
گفتم یه پستی همین جوری گذاشته باشم
میگم بچه ها تو این لحظات که آدم بیشتر یاد خدا می افته! تا حالا به نعمتای خدا هم فکر کردین؟
مثل این که می تونید هنوز تو فضای رمضون نفس بکشین! چون هر تنفس شما 2 تا حسنه براتون داره!
مثل این که می تونید هنوز با زبون جسم صلوات بفرستید!!! چون هرکدوم خشتی از کاختون تو بهشته!
مثل این که اصلا تلویزیون ما ،با تمام کاستی ها و ضایع بازیاش، حداقل اذان رو پخش می کنه!
مثل این که مسلمونید! چون آدمای خوب زیادی هستن که خیلی از امثال من بهترن و پاک تر اما این که خدا آدمو در لباس و کسوت مسلمونی ببینه تومنی یازده هزار فرق داره!!!
مثل اینکه گوشه بیمارستان نیستید! و برای رضای عزیز دلم ،خدای خوبم، می تونید گرسنگی بکشید و اونور حالشو ببرید!
مثل اینکه بابا مامانتون روزی حلال دادن به خوردتون که اگر اینطور نبود الان اینجا نبودیم!
مثل این که هنوز ظهور رخ نداده چون اگه رخ بده احتمالا امثال من بدبخت میشیم و فرصتمون واسه اصلاح شدن و پارکابی آقا شدن از بین می ره!
 

مثل این که بعضی جاهای سخت خدا دستتونو گرقته و خودش گندکاریاتونو راس و ریس کرده و گرنه تا الان همون نزدیکانتون خرخره تونو جویده بودن!(عیدی من تو غدیر پارسال این بود که تو تصادفی که کردم به طرز معجزه آسایی کسی کشته نشد!)
مثل این که حداقل عاق والدین نشدیم!! که اگه میشدیم ازمون ابن ملجم در میومد. به فرق گلگون علی قسم !
و در آخر مثل این که در مقابل خدا ناچیزید و اگه ازش چیزی بخواید دلش نمیاد بهتون نده !!! مگه این که مصلحت نباشه که اونم از کرم اوستا کریمه!
پس حالا از خدا بخواید که امواتمونو بیامرزه و تو زندگی خیر رو جلوی پامون بذاره!
کلا همین جند تا بسه دیگه!
التماس دعا دم افطاریه!

پ.ن: من کلا از همه دوستان بیچاره تر و نیازمندترم به دعا و یادآوری و آوردن افعال مخاطب صرفا جهت جلب توجه بود!



برچسب ها: دل نوشت کودکانه ،