تبلیغات
چارکلمه حرف حساب - حرف حساب خورشید خمین بخش 1
چهارشنبه 31 شهریور 1389

حرف حساب خورشید خمین بخش 1

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    

بچه ها لطفا این مطلب رو بخش به بخش بخونین و بعدش نظر بدین اونوقت من نظرات رو توی ادامه مطلب میذارم تا بحث پخته بشه!
بازم از محمد عزیز ممنون واسه این مطلب

عوام و خواص از دیدگاه امام خمینى(ره):

مقدمه‏

صحنه‏هاى عبرت‏آمیز تاریخ اسلام، همانند دیگر صحنه‏هاى تاریخ بشر، شاهدِ تلاش‏ها، پیشرفت‏ها و شكست‏ها و كاستى‏هاست. در این صحنه‏ها، دو جریان فكرى و سیاسى را مشاهده مى‏كنیم:جریان نخست، حق‏گرا، هدایتگر، دشمن‏شناس، آزاداندیش و تحول‏نگر است كه با تلاش در راه حاكمیت اسلامِ ناب و زدودن غبار بدعت و كج‏اندیشى، بر تارُك جبین تاریخ مكتب حیاتبخش اسلام مى‏درخشد. مردانى ژرف‏اندیش و عالى همت كه دیگران در پرتو تدبیر و ثمرات مبارزات آنان با سرفرازى زیسته‏اند.

جریان دیگر، بى تحرك، حق‏گریز و ساده‏اندیش است و درك صحیحى از حوادث ندارد و گاه اسیر تعلقات و شهوات دنیایى است.

این دو جریان سیاسى در بستر تاریخ از صدر اسلام تا عصر حاضر، به شكل‏ها و عناوین گوناگونى ظهور داشته‏اند.

در دوران انقلاب اسلامى، این دو جریان از دیدگاه حضرت امام‏خمینى قدس سره و مقام معظم رهبرى (مد ظله العالى) تحت عنوان عوام و خواص معرفى شده‏اند.

          رگ رگ است این آب شیرین، آب شور             در خلایق مى‏رود تا نفخ صور

نوشته حاضر، ویژگى‏ها و شاخصه‏ها و طرز تفكر این دو جریان را در دوران انقلاب و مبارزات امام، علیه رژیم ستمشاهى و پس از پیروزى انقلاب و دوران دفاع مقدس به همراه خواص باطل از دیدگاه حضرت امام در سه فصل مورد بحث قرار داده است.

فصل اول این مجموعه براى آشنایى و آمادگى خوانندگان محترم براى ورود به بحث اصلى به كلیات بحث عوام و خواص در مسائل و علوم مختلف مى‏پردازد و فصل‏هاى دیگر به عوام و خواص از دیدگاه امام اختصاص دارد.

امید است این مجموعه برادران پاسدار و نسل جدید انقلاب را هر چه بیشتر به شناختن این دو تفكر و سابقه فعالیت‏هاى عوام و خواص در دوران انقلاب آشنا سازد و در جهت حفظ دستاوردهاى انقلاب اسلامى و پیشگیرى از لغزش‏هاى سیاسى و فرهنگى رهنمون باشد. در پایان از زحمات آقاى حسین شیداییان در تدوین و همكاران ایشان حُجج اسلام آقایان مصطفى آخوندى استاد راهنماى تحقیق و مهدى عبداللهى ناظر نهایى پژوهشكده تحقیقات كه با نظرات اصلاحى ایشان متن عوام و خواص از دیدگاه امام به سامان رسیده است تقدیر و تشكر مى‏نماییم.

                        فصل اول: كلّیات‏

پیش‏درآمدى بر بحث عوام و خواص‏

قلمرو اصلى بحث این كتاب عوام و خواص در محدوده مسائل سیاسى اجتماعى اسلام و انقلاب اسلامى از دیدگاه امام خمینى قدس سره است؛ ضرورى است كه پیش از ورود به بحث اصلى، اصطلاح عوام و خواص را از جنبه‏هاى مختلف مورد بحث قرار دهیم تا قلمرو اصلى موضوع را تعیین كنیم و خوانندگان محترم با ذهنى آماده و شفاف مطالب را پیگیرى نمایند.

1- عوام و خواص در لغت و اصطلاح‏

واژه «عوام» در لغت فارسى به معنى مردم كم سواد یا بى‏سواد به كار برده مى‏شود و تركیب‏هایى مانند عوامانه، عوام‏فریبى یا عوام فهم به همین معنى استفاده مى‏گردد.

واژه «خواص» به معنى مردمان خاصّ، ضد عوام و یا برگزیدگان قوم است.كلمه «عوام» و «خواص» را به معنى فرومایگان و اشراف زادگان هم به كار مى‏برند.

در اصطلاحِ سیاسى، «عوام»، به مردم عامى یا طبقات پایین جامعه گفته مى‏شود. و گروهى را كه در تلاش براى به‏كارگیرى عوام در راه اهداف سیاسى خویش هستند «خواص» گویند.

2- عوام و خواص در استنباط معارف قرآنى‏

در فهم علوم و معارف دینى و قرآنى؛ انسان‏ها براساس مراتب درك و فهمِ مطالب عمیق دینى به دو طبقه عوام و خواص تقسیم مى‏گردند، هر چند كه در این موضوع طبقه خواص و عوام نیز داراى درجاتى هستند.

امام خمینى در تفسیر حدیث «انَّما یَعْرِفُ الْقُرآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ

 درباره شناخت آیات و فهم عمیق قرآن كریم مى‏فرماید:

 «بعضى آیاتى كه مربوط به احكام ظاهریه است و مربوط به نصایح است كه همه مى‏فهمند، آنى كه «لا یَعْرِفُهُ الَّا مَنْ خُوطِبَ بِهِ» یعنى خود رسول اكرم [مى‏فهمد]؛ یعنى واسطه هم نمى‏تواند بفهمد، جبرئیل هم نتوانسته است! جبرئیل امین هم یك واسطه‏اى بوده است كه خوانده است بر حضرت ... دیگران هم كه به‏واسطه آن نورى كه از حضرت رسول صلى الله علیه و آله- در قلب- آن تعلیم نورانى كه از قلب او به قلب خواص او بوده است، به‏واسطه او فهمیده‏اند. و اما دست امثال ما و بشر عادى كوتاه است از این كه واقعاً بداند كه «هُوَ مَعَكُم» یعنى چه، چه معیّتى است این؟»

امام حسین علیه السلام مراتب فهم قرآن را چنین بیان مى‏فرماید:

كِتابُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَلى‏ ارْبَعَةِ اشْیاءَ، عَلَى الْعِبارَةِ، وَالْاشارَةِ، وَاللَّطائِفِ وَالْحَقایِقِ؛ فَالْعِبارَةُ لِلْعَوامِ، وَالْاشارَةُ لِلْخَواصِ وَاللَّطائِفُ لِلْاولِیاءِ، وَالْحَقایِقُ لِلْانْبِیاء

كتاب خداوند عزیز و جلیل بر چهار چیز مستقر گشته است، بر عبارت و اشارت و لطائف و حقایق، پس عبارت قرآن براى توده مردم و اشارت آن براى خواص و لطایف آن براى اولیاى خدا و حقایق آن براى انبیاى الهى است.

امام خمینى درباره درك و فهم افراد در برداشت از آیات قرآن به نسبت و فراخور درك خویش مى‏فرماید:

 «قرآن یك سفره‏اى است كه انداخته شده است براى همه طبقات؛ یعنى یك زبانى دارد كه این زبان هم زبان عامه مردم است و هم زبان فلاسفه است و هم زبان عرفاى اصطلاحى و هم زبان اهل معرفت به حسب واقع ... عامه مردم خیلى ازش چیز مى‏فهمند این كتاب را، و خواص هم مسائل بالاتر مى‏فهمند و اخص خواص هم مسائل فوق آن را مى‏فهمند.»

3- عوام و خواص در قلمرو فقه اسلامى‏

فقهِ غنى اسلام متكفل اداره امور زندگى انسان از گهواره تا گور است و به دانشمندانى كه سال‏ها در شناخت و درك عمیق احكام الهى و مباحث فقهى تلاش مى‏كنند تا پاسخ‏گوى نیازهاى ضرورى دینى مردم باشند «فقیه» گویند. در مقابل، كسانى كه قدرت استنباط و درك مسائل و احكام فقهى‏

مربوط به زندگى خویش را ندارند؛ باید از فتاواى فقها پیروى نمایند.

حضرت امام حسن عسگرى‏علیه‏السلام ضمن برشمردن شاخصه‏هاى مطلوب یك فقیه از كسانى كه باید از فتاواى فقها پیروى كنند با لفظ «عوام» یاد فرموده است:

... فَأَمَّا مَنْ كانَ مِنَ الْفُقَهاءِ صائِناً لِنَفْسِهِ، حافِظاً لَدِینِهِ مُخالِفاً عَلى‏ هَواهُ مُطیعاً لِأَمْرِ مَوْلاهُ، فَلِلْعَوامِ أَنْ یُقَلِّدُوهُ

... امّا از میان فقیهان، شخصى كه خود نگهدار، دین دار، مخالف هوى و هوس، مطیع امر مولاى خویش باشد بر تمام مردم (غیر فقیه) واجب است كه از او تقلید كنند.

با توجه به این حدیثِ شریف و لفظ «عوام» كه مرادِ آن، كسانى هستند كه از مسائل فقهى و شرعى بى‏اطلاع هستند؛ مى‏توان عالمان و فقیهان را در قلمرو مسائل فقهى «خواص» نامید.

4- عوام و خواص در آداب دینى‏

در انجام فرائض دینى هم، مردم به چند گروه تقسیم مى‏شوند گروهى به ظواهر دستورات عمل مى‏كنند و برخى به باطن اعمال توجه دارند؛ برخى در گروه عوام مى‏گنجند و برخى در سلك خواص مى‏باشند.

1/ 4- روزه: آیت‏الله حاج میرزا جواد ملكى تبریزى قدس سره در كتاب اخلاقى و سیر سلوكِ «المراقبات» درباره روزه ماه مبارك رمضان و تقسیم‏بندى مردم؛ در این باره مى‏فرماید:

بارى، روزه بر سه گونه است:

1- روزه «عوام» كه همان پرهیز از خوردن و نوشیدن و دیگر مبطلات روزه است به‏گونه‏اى كه در كتاب‏هاى فقهى آمده است.

2- روزه «خواص» كه افزون بر پرهیزهاى یاد شده، پرهیز از گناه نیز هست؛ یعنى نگهدارى چشم و گوش و دیگر اعضا از در افتادن به گناه و ناروایى.

3- روزه «خواصِّ خواصّ» كه افزون بر پرهیزهاى یاد شده، پرهیز از هر چیزى است خواه حرام یا حلال كه ذهن و ضمیر را از خدا و یاد خدا غافل سازد.

2/ 4- نماز: درباره نماز، این معراج مؤمن و مرقات وصول به حق‏تعالى، نكات و ظرافت‏هایى نهفته است كه هر مؤمنى به قدر توانایى و وسع خویش به معارف آن دست مى‏یابد.

حضرت امام خمینى قدس سره درباره علت تألیف كتاب «آداب الصلاة» پس از تدوین «اسرار الصلاة» مى‏نویسد:

پیش از این رساله‏اى فراهم آوردم كه به قدر میسور از اسرار صلاة در آن گنجانیدم، و چون آن را با حال عامه تناسبى نیست در نظر گرفتم كه شطرى از آداب قلبیه این معراج روحانى را در سلك تحریر درآورم.

ایشان در بخش‏هاى متعدد كتاب «آداب الصلاة» كه انگیزه تألیف آن را دسترسى عوام به مباحث نماز مى‏دانند، از ورود به مباحث عمیق و دقیق خوددارى نموده‏اند و دلیل آن را چنین برمى‏شمرند:

چون این رساله بر وفق ذوق عامه نوشته مى‏شود.

امام در بحث اسرار قرائت نماز مى‏فرماید:

از براى آن چون سایر اجزاء نماز، مراتب و مقاماتى است حسب مقامات اهل عبادت و سلوك. و ما به طریق اجمال اشاره‏ایى به آن مى‏كنیم: اول، قرائت عامه است، كه اصل آن تجوید و تصحیح صورت است ...

دوم، قرائت خاصه است و آن احضار حقایق لطایف كلام الهى است در قلب به قدر قوت برهان یا كمال عرفان ...

5- عوام و خواص در اخلاق اسلامى (تقوى)

هر كس به اندازه معرفت دینى و سعى در مراقبت بر اعمال و رفتار خود، به درجه‏اى از كمال اخلاقى نایل مى‏گردد. از این رو ائمه معصومین و علماى اخلاق برخى از فضائل اخلاقى را به نسبت معرفت و شناخت دینى متصفانِ به آن فضیلت، به مراتبى تقسیم‏بندى نموده‏اند.

از میان فضائل اخلاقى «تقوى» را كه مهمترین و با ارزش‏ترین فضیلت محسوب مى‏گردد انتخاب نموده و به بیان مراتب آن مى‏پردازیم:

در كلامى منسوب به امام صادق علیه السلام مراتب تقوى به سه دسته تقسیم شده است.

1- تقواى بالله و فى الله؛ یعنى در راه خداوند و براى خداوند از هر چه غیر اوست روى گرداندن؛ و این درجه مخصوص مؤمنان خاص الخاص است:

2- تقواى من الله؛ یعنى دورى از كارهاى شبهه‏ناك و این درجه خواص جامعه اسلامى است.

3- تقواى از جهنم و عذاب؛ یعنى خوددارى از كارهاى حرام به جهت ترس از دوزخ و عذاب الهى و این درجه مردم عامى است.

امام خمینى در كتاب گران سنگ شرح چهل حدیث در بیان مراتب و درجات تقوا مى‏فرماید:

تقواى عامه از محرمات‏است؛ و خاصه از مشتهیات؛ و زاهدان ازعلاقه به‏دنیا و ....

ایشان در تفسیر مختصر آیه «یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ (حشر: 18) مى‏فرماید:

در همین آیه كوچك لفظاً و بسیار بزرگ معناً، احتمالاتى است سازنده، هوشیار دهنده كه به بعض آنها اشاره مى‏شود:

1- مى‏تواند خطاب به كسانى باشد كه اول مرتبه ایمان را دارند مثل ایمان عامه. در این احتمال امر به تقوا، امر به اولین مراتب آن است كه تقواى عامه است و آن پرهیز از مخالفت احكام ظاهرى الهى است ...

2- ممكن است خطاب به كسانى باشد كه ایمان را به قلب خویش رسانده‏اند ...

امر به تقوا به اینان با احتمال اول فرق‏ها دارد. این تقوا، تقواى از اعمال ناشایسته نیست؛ تقواى از توجه به غیر است، تقواى از استمداد و عبودیت غیر

حق است.

3- احتمال دیگر آن است كه خطاب به اصحاب ایمان از خواص اهل معرفت و شیفتگان مقام ربوبیت و عاشقان جمال جمیل باشد كه با چشم قلب و معرفت باطن همه موجودات را جلوه حق مى‏بینند ... به این احتمال، امر به تقوا به این طایفه از عشّاق و خواصّ، فرق‏ها با دیگران دارد و ممكن است تقوا از رؤیت كثرت باشد و شهود مرائى ورائى، تقوا از توجه به غیر باشد هر چند به‏صورت توجه به حق از خلق.

امام خمینى قدس سره «وَرَعْ» را كه عبارت از نگهدارى كامل و آخر مرتبه حفظ نفس از معاصى و مكروهات است داراى مراتب و درجاتى مى‏داند و مى‏نویسد:

وَرع عامّه اجتناب از كبائر است؛ و وَرع خاصّه اجتناب از مشتهیات است براى خوف از وقوع در محرّمات.

6- عوام و خواص در قلمرو مسائل سیاسى اسلام‏

بحث شناخت عوام‏وخواص و اندیشه و عملكرد آنان در قلمرو مسائل سیاسى اسلام از جمله مباحث دقیق و ظریفى است كه تاكنون كمتر به آن پرداخته شده است.

معیار ما در این بحث، مسائل كلى سیاسى اسلام از دیدگاه حضرت امام است كه شامل مبارزه علیه ظلم، تلاش براى تشكیل حكومت اسلامى و تحققِ اهداف آن، توجه به جامعیت اسلام و مباحث سیاسى انقلاب‏

اسلامى است. تفاوت عمده بخش‏هاى آینده با مباحث گذشته در این است كه شاخصه اصلى ما در معرفى و نقد تفكرات عوام و خواص؛ بصیرت و شناخت صحیح افراد در امور سیاسى اسلام است و تحصیلات علمى و دانش روز و یا سیره عملى و اخلاقى و تئورى‏هاى افراد ملاك و معیار نیست. چه بسا افرادى كه از علم و دانش دینى و تخصص‏هاى علمى و معرفت كامل دینى بهره چندانى نداشته باشند اما در قلمرو مسائل سیاسى اسلام و انقلاب اسلامى در زمره خواص قرار گیرند. به تعبیر جامع و علمى مى‏توان گفت نسبت عوام و خواص معارف دینى با عوام و خواص سیاسى اسلام نسبت «عموم و خصوص مِن وَجه» است.

قدر مسلّم كسانى كه بتوانند هم در معارف دینى و هم در مسائل سیاسى اسلام در گروه خواص قرار گیرند تأثیر شگرفى در جامعه اسلامى مى‏گذارند و حتى مى‏توانند رهبرى خواص را در جامعه به عهده گیرند و یا در پرتو اندیشه‏هاى متعالى آنان خواص تربیت یابند.

همان‏گونه كه حضرت امام خمینى در دوران عمر پربركت خویش با فراگیرى علم و تهذیب نفس، با سیر و سلوك و ریاضات شرعى به درجات عالى معارف دینى و قله‏هاى رفیع عرفان ناب و اصیل اسلامى دست یافت و در عرصه سیاست نیز پرچمدار قیام و مبارزه علیه ظلم و استبداد گردید و در دوران پرفراز و نشیب مبارزه و انقلاب به تربیت و رشد خواص حق پرداخت كه نتیجه آن جوشش میلیون‏ها انسان متعهدِ فداكار در عرصه‏هاى مختلف انقلاب و جمهورى اسلامى گردید.

هدف ما در این كتاب بررسى و معرفى اندیشه و عملكرد عوام و خواص در قلمرو مسائل سیاسى اسلام و انقلاب اسلامى براساس‏

دیدگاه‏هاى حضرت امام خمینى قدس سره مى‏باشد.

7- پیشینه شكل‏گیرى تفكر و عملكرد عوام و خواص‏

تفاوت و تقابل تفكر و كاركرد عوام و خواص در قلمرو مسائل سیاسى اسلام، در دوران‏هاى مختلف تاریخ اسلام به شكل‏هاى گوناگون پدیدار شده است. حضرت امام درباره شكل‏گیرى تفكر عوام و خواص در تاریخ سیاسى اسلام و موضع‏گیرى‏هاى آنان در مبارزه با ظلم به تفصیل سخن مى‏گوید:

از صدر اسلام تا كنون دو طریقه، دو خط بوده است: یكى خط، خطِ اشخاص راحت‏طلب كه تمام همّشان به این است كه یك طعمه‏اى پیدا كنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا هم آن‏هایى كه مسلمان بودند، مى‏كردند، اما مقدم بر هر چیزى در نظر آنها راحت‏طلبى بود.

در صدر اسلام، از این اشخاص بودند. وقتى كه حضرت سیدالشهدا- سلام‏الله علیه- مى‏خواستند مسافرت كنند به این سفر عظیم، بعضى از این‏ها نصیحت مى‏كردند كه براى چه، شما اینجا هستید، مأمونید و حاصل، بنشینید و بخورید و بخوابید و از همان‏ها بعضى قماش‏ها بودند كه اشكال هم مى‏كردند كه یك قدرت بزرگى را در مقابلش چرا یك عده كمى قیام مى‏كنند. این در طول تاریخ تا حالا بوده است. از اول نهضت اسلامى، ما شاهد اشخاصى كه به این وضع بوده‏اند، راحتى را بر هر چیزى مقدم مى‏داشته‏اند، تكلیف را این مى‏دانستند كه نمازى بخوانند و روزه‏اى بگیرند و بنشینند در منزلشان ذكرى بگویند ... این یك راهى بود كه یك دسته‏اى از مردم داشتند كه تمام آمال آنها این بود كه آدم اینجا چند

روزى كه هست، خوب استراحت بكند و بنشیند در خانه‏اش عبادت بكند. اسلام را خلاصه كرده بودند در عبادات؛ مثلًا نماز و روزه و امثال اینها. براى اسلام هم غیر از این، خیلى نه اطلاعات صحیح داشتند و نه ارزشى قائل بودند. همان باید درمنزل‏ها بنشینند و نگاه كنند و به‏دیگران اشكال كنند ....

یك دسته دیگر هم انبیاء بوده‏اند و اولیاى بزرگ. آن هم یك مكتبى بود و یك خطى بود؛ تمام عمرشان را صرف مى‏كردند در این كه با ظلم‏ها و با چیزهایى كه در ممالك دنیا واقع مى‏شود، همّشان را این‏ها صرف مى‏كردند در مقابله با این‏ها. كسى كه تاریخ انبیا را دیده باشد و تاریخ اسلام را دیده باشد و تاریخ زندگى حضرت رسول- سلام‏الله علیه- را و ائمه اطهار و اصحاب رسول الله را دیده باشد، مى‏بیند كه این‏ها از اولى كه وارد شدند در میدان و به حد بلوغ رسیدند و رسول اكرم از اولى كه این رسالت به او محول شد تا آن وقتى كه در بستر مرگ خوابیده بود یا شهادت، بین این بستر و آن بعثت، تمام فعالیت بوده است، جنگ بوده، دفاع بوده و كسى كه زندگى امیرالمؤمنین- سلام‏الله علیه- را مشاهده كند نیز [مى‏بیند] همین‏طور بوده؛ جهاد در راه خدا و جهاد در راه احكام خدا بوده است و سایر ائمه علیهم السلام البته آن كه از همه بارزتر و معروف‏تر است سیدالشهدا- سلام‏الله علیه- است. اگر وضع تفكر سیدالشهدا- سلام‏الله علیه- مثل بعضى مقدسین زمان خودش بود، آن‏ها طرحشان این بود كه بماند همان در جوار حضرت رسول- سلام‏الله علیه- و عبادت كند. اگر وضع تفكر مولا هم این‏طور بود، كربلایى پیش نمى‏آمد، یك راحت‏طلبى بود و كناره‏گیرى از جامعه و دعا و ذكر بود. لكن وضع تفكر جور دیگرى بود.

چنانچه ائمه ما علیهم السلام سازش مى‏كردند با اهل ظلم و ستم، احتراماتشان بسیار

زیاد بود، خلفا حاضر بودند كه آن‏ها را هر جور احترام مى‏خواهند بكنند كه آن‏ها دست از دعوتشان بردارند ... اگر طرز تفكر آن‏ها هم این بود، این مذهب یك مذهبى كه در مقابل ظلم در طول تاریخ واقع شده است، نبود.

این دو رشته از اول خلقت تا حالا بوده است؛ رشته تعهد به اسلام و ایستادگى در مقابل ظلم و ستم و دیكتاتورىِ قدرت‏هاى شیطانى و [رشته‏] سازش

طرح مسأله از سوى امام‏

موج توفنده انقلاب شكوهمند اسلامى به رهبرى حكیمانه و پیامبرگونه امام خمینى قدس سره و مبارزات اسلامى مردم ایران، واكنش‏هاى مختلفى را از سوى برخى از اشخاص و احزاب به دنبال داشت. برخى با درك صحیح از شرایط سیاسى با دریاى خروشان انقلاب همسو شدند. گروهى در برابر رویدادهاى انقلاب سكوت كردند و بعضى به كارشكنى پرداختند.

حضرت امام در منشور روحانیت دو طرز تفكر در حوزه‏هاى دینى را كه یكى علماى دین باور و مبارز و متعهد و دیگرى اندیشه‏هاى جمود و تحجر و جدایى دین از سیاست بود براى طلاب جوان توضیح مى‏دهد و ضمن برشمردن حوادث مختلف انقلاب و موضع‏گیرى‏هایى كه از سوى ناآگاهان‏

یا كارشكنان صورت مى‏گرفت سؤالى را فراروى محققان طرح مى‏كند:

... دیروز مقدس نماهاى بى شعور مى‏گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مى‏گویند مسؤولین نظام كمونیست شده‏اند! تا دیروز مشروب فروشى و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براى ظهور امام زمان- ارواحناه فداه- را مفید و راه‏گشا مى‏دانستند امروز از این كه در گوشه‏اى خلاف شرعى كه هرگز خواست مسؤولین نیست رخ مى‏دهد، فریاد «وا اسلاما» سرمى‏دهند.

دیروز حجتیه‏اى‏ها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانى نیمه شعبان را به نفع شاه بشكنند، امروز انقلابى‏تر از انقلابیون شده‏اند! ولایتى‏هاى دیروز كه در سكوت و تحجر خود آبروى اسلام و مسلمین را ریخته‏اند و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شكسته‏اند و عنوان ولایت براى‏شان جز تكسّب و تعیّش نبوده است، امروز خود را بانى و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را مى‏خورند! راستى اتهام آمریكایى و روسى و التقاطى، اتهام حلال كردن حرام‏ها و حرام كردن حلال‏ها، اتهام كشتن زنان آبستن و حلّیت قمار و موسیقى از چه كسانى صادر مى‏شود؟! از آدم‏هاى لامذهب یا از مقدس نماهاى متحجّر و بى‏شعور؟ فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعن‏ها و كنایه‏ها نسبت به مشروعیت نظام كار كیست؟ كار «عوام» یا «خواص»؟ ...

بدین‏گونه حضرت امام قدس سره براى اولین بار واژه «عوام» و «خواص» را در ادبیات سیاسى انقلاب اسلامى مطرح ساخت و اندیشمندان و دلسوزان انقلاب اسلامى را به كنكاش در طرز تفكّر، اندیشه، سوابق و عملكرد آنان فراخواند. پس از طرح این سؤال در سال 67 از سوى امام؛ در سال 75 مجدداً این مسأله از سوى مقام معظم رهبرى حضرت آیت‏ا ... خامنه‏اى (مد ظله العالى) مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت.

شیوه تحقیق و گردآورى‏

رایج‏ترین شیوه تحقیق در آثار و اندیشه‏هاى امام براى دستیابى به مجموعه نظرات امام در یك موضوع، بیشتر به صورت جست‏جو در واژه‏هاى مشخص و مطالب صریحِ مربوط به آن موضوع صورت مى‏گیرد و مطالبى كه ارتباط مستقیم با موضوع دارد جمع‏آورى مى‏گردد و سپس عنوان‏گذارى شده و براساس سیر منطقى بحث فصل‏بندى مى‏گردد.

تبیان‏هاى مؤسسه آثار امام مانند: امر به معروف و نهى از منكر، زن در اندیشه امام خمینى، سپاه از دیدگاه امام و ... همچنین آثار موضوعى كه پژوهشكده تحقیقات اسلامى سپاه تهیه نموده است مانند: آمریكا از دیدگاه امام، ایام در نگاه امام و آزادى از دیدگاه امام و ... بر همین شیوه گردآورى شده است.

اما براى آشنایى با برخى از دیدگاه‏ها و اندیشه‏هاى امام كه عنوان آن موضوع، عام و كلى است و صریحاً مطالبى درباره آن بیان نشده و یا عنوان‏هاى خاص در موضوع مطروحه كم است، نمى‏توان به شیوه موضوعى در قالب جست‏وجوى مطالب و واژه‏ها به مجموعه دیدگاه‏هاى امام دست یافت؛ بلكه با بهره‏گیرى از شاخصه‏هاى كلى كه امام درباره آن بیان كرده و با استخراج كلید واژه‏هاى مرتبط با آن موضوع مى‏توان مطالبى‏را كه از نظر مفهومى یا مصداقى با عنوان عام و كلى مطابقت و همخوانى داشته باشد تنظیم نمود و با مجموعه دیدگاه‏هاى امام در ارتباط با موضوع مورد تحقیق آشنا شد.

به عنوان مثال: حضرت امام در سال 66 و 67 در برخى از پیام‏هاى خود به شاخصه‏هاى اسلام ناب محمدى (ص) و اسلام آمریكایى اشاراتى داشتند؛ بخش تحقیقات مؤسسه آثار امام براساس شاخصه‏هاى كلى امام به كلیه آثار مكتوب و سخنرانى‏هاى ایشان از سال 41 تا 68 مراجعه كرده‏اند و به شیوه انتزاع مفهومى و یا تعیین مصداق به تهیه و تنظیم تبیان حجیم اسلام ناب اقدام نمودند و در مقدمه این كتاب شیوه تحقیق چنین ذكر شده است:

... از آن جا كه این دو اصطلاح عمدتاً در سال‏هاى آخر عمر آن حضرت استفاده گردیده با استفاده از خصوصیات اصلى و كلى كه حضرت امام در سخنان اخیرشان در این باره به دست داده‏اند؛ ویژگى‏هاى این دو را در تمامى آثار ایشان جست جو نمودیم تا روشنگر منظور باشد.


برچسب ها: حرف حساب ، امام ،