تبلیغات
چارکلمه حرف حساب - مطالب سجاد قبادی
سه شنبه 16 شهریور 1389

فقر در کلام دکتر شریعتی

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    

میخواهم بگویم ......
فقر همه جا سر میکشد .......
فقر ، گرسنگی نیست .....
فقر ، عریانی هم نیست ......
فقر ، گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میکند .........
فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست .......
فقر ، ذهن ها را مبتلا میکند .....
فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ......
فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ......
فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند .....
فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....
فقر ، همه جا سر میکشد ........
فقر ، شب را " بی غذا " سر کردن نیست ..
فقر ، روز را " بی اندیشه" سر کردن است
 ...


دکتر علی شریعتی

خواهشا نظر بدین تا بحث پخته بشه!


برچسب ها: حرف حساب ،

دوشنبه 15 شهریور 1389

بهجت روحانی!

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    


کتاب وزین "نفحات نفت" رو همین الان تموم کردم!!
واقعا خوشحالم و حس خوبی دارم!!!
از چند جهت خوشحالم
اول از همه این که یه مردی پیدا شد که بنویسه نه صرفا برای ما جوونا ، نه برای اینکه مارو نصیحت کنه یا به راه راست یا چپ هدایت کنه و نه حتی برای این که بگه برای حقوق خودتون بلند شین!!! بلکه برای این که با رویکرد دلسوزانه به میهن به ما خط بده برامون نوشت!!! و واقعا این طوریه این کتاب!
دوم این که نویسنده سعی نکرده بود با مصلحت اندیشی برای این و اون یا نظام مطلبی رو سربسته بگه یا نگه و همه چیزو منطبق با فهم جوون باز کرده بود! و اصلا رضا امیرخانی رو همین اخلاق جسورانش تو نوشتن معروف کرده!
سوم این که سعی نکرده یه طرف هم به قاضی بره و همه امتیازو بده دست اجنبی بلکه هردو طرفو نقد کرده!
چهارم این که اگه قرار باشه یه کتاب این حس رخوت رو تو امثال من جوون بکشه و به حرکت وادارمون همین کتابه!
پنجم این بالاخره اصلا توی اکثریت نسل اولیا و نسل دومیا یکی پیدا شد که محاسباتشو روی نیرو و انگیزه ی جوون بذاره! و بهش بها بده!
واقعا دمت گرم امیر جون جدا لذت بردم!

راستی یه عالم فکر تو ذهنمه باید برم بپزمشون و از حالت شور به شعور نظام مند تبدیلشون کنم!
دعا کنین موفق بشم !


برچسب ها: دل نوشت کودکانه ،

یکشنبه 14 شهریور 1389

قابل توجه کنکوریهایی که.....!

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    

سلام دوباره!
این مطلبو همین امشب تو تابناک خوندم و گذاشتم واسه تمام کنکوری هایی که با هزینه ای معادل 3-15 یا حتی 20 میلیون تومن زحمت میکشن و دانشگاه آزاد چپق تپه یا شایدم دانشگاه خوبی قبول میشن بعدشم باد به قبقب میندازن که بابا ما برای دانشگاه اومدن سختی کشیدیم و باید بهمون حال بدن و.... اخرش به همه چیز میرسن الا درس!!!!
اما برگ برنده دست کسای دیگه ایه!!!
خودتون بخونین می فهمین:
همه دانش آموزان پیش دانشگاهی یک مدرسه عشایری در استان چهارمحال و بختیاری در کنکور سراسری قبول شدند .

به گزارش واحد مرکزی خبر، رییس اداره آموزش و پرورش عشایری این استان گفت: از مجموع 23 دانش آموز پیش دانشگاهی مرکز شبانه روزی روستای دورک شهرستان اردل ، 16 نفر در رشته علوم انسانی و 7 نفر در رشته علوم تجربی در مراکز آموزش عالی پذیرفته شدند .

سعادت صادقی همچنین به راه یابی 24 دانش آموز مناطق عشایری استان به مسابقات پرورشی کشور اشاره کرد و افزود: گروه سرود و تیم ورزشی دانش آموزی عشایری استان پارسال موفق به کسب رتبه ممتاز کشوری شدند .

وی با اشاره به تحصیل 7 هزار دانش آموز عشایری در شهرستانهای کوهرنگ ، لردگان و کیار گفت: 500 مدرس در 120 آموزشگاه و 3 مرکز شبانه روزی کار آموزش این دانش اموزان را بر عهده دارد.


برچسب ها: وقایع اتفاقیه ، دل نوشت کودکانه ،

یکشنبه 14 شهریور 1389

مشهورهای بی نام و نشون! (آن 33 نفر)

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    

سلام یه دوستی یه مطلبی تو gmail buzz فرستاده بود خیلی باحال بود منم گفتم عینا بذارمش!

به شما قول می‌دهم که حداکثر تا دو سه سال بعد، هالیوود فیلمی با عنوان «۳۳ نفر» نمایش خواهد داد! از کجا می‌دانم؟!

خوب اگر این پست را تا آخر بخوانید، شما هم تصدیق خواهید کرد که چنین داستان شگفت‌انگیزی یا حاشیه‌های جالبش واقعا سوژه خوبی برای فیلم شدن است.

حدود یک ماه پیش، یعنی در پنجم آگوست، یک معدن در شیلی دچار حادثه شد و ریزش کرد، این معدن مس و طلا در نزدیکی سن خوزه قرار دارد. در نتیجه این حادثه ۳۳ نفر از معدنچیان گرفتار شدند. ۳۲ نفر از آنها شیلیایی بوند و یک نفر هم ‌اهل بولیوی بود.

عملیات نجات شروع شد، اما تا روز هفدهم هیچ نتیجه‌ای در برنداشت، در این زمان تیم نجات با کمال تعجب صدای ضربه‌های چکش را روی یک مته حفاری شنیدند، ساعاتی بعد وقتی مته بیرون کشیده شد، کاغذی را دیدند که روی مته چسبانده شده بود، روی کاغذ نوشته شده بود: «هر ۳۳ نفرمان در پناهگاه، خوب هستیم.» معلوم شد که معدنچی‌ها زنده و سالم در عمق ۷۰۰ متری زمین گرفتار شده‌اند.

خبر زنده بودن آنها، آنقدر مهم بود که سباستین پینه‌را -رئیس جمهور شیلی- شخصا در محل حاضر شد و نوشته را به رسانه‌ها نشان داد. بلافاصله همه شیلی این پیروزی را جشن گرفت.

معدنچیان، شانس آورده بودند که کانال‌های هوارسانی در جریان ریزش مسدود نشده بود، خوشبختانه آنها در این ۱۷ روز ذخیره کافی آب در اختیار داشتند، اما از لحاظ غذا در مضیقه بودند، و در این مدت هر کدام ۱۰ کیلوگرم وزن کرده بودند. هوای پایین گرم بود و آنها مجبور شده بودند، برهنه شوند، اما خوشبختانه نشت گازهای سمی‌ای مثل متان جان آنها را تهدید نکرده بود.

پس تیم نجات باید تا عملی کردن عملیات نهایی نجات، راه عاجلی برای زنده نگاه داشتن معدنچیانی که در عمق ۷۰۰ متری زمین گرفتار شده بودند، پیدا می‌کرد. بنابراین آنها در مرحله نخست کانال‌های باریکی حفر کردند تا از طریق آنها، غذا و تجهیزات ضروری را به پایان بفرستند. این کار هم یک هفته وقت گرفت.

وسیله فلزی‌ای به طول ۱٫۶ متر که ظاهری شبیه موشک داد، وظیفه حمل و نقل غذا در این کانال‌ها را بر عهده دارد. برای ارسال غذا، هر بار باید یک ساعت وقت صرف شود.

غذای ارسالی برای آنها در روزهای اول تنها شامل ژل‌های غذایی غنی‌شده، ویتامین، قرص‌های گلوکز و شیر غنی از پروتئین  بود، اما بعد از روز، غذای گرم هم برای آنها ارسال شد. برای معدنچیان دارو هم فرستاده می‌شود چرا که یکی از معدنچیان، مبتلا به دیابت است و دیگری ناراحتی ریوی به نام سیلیکوزیس دارد.

از طریق کانال‌های باریک ارتباطی که بعضی‌ها به آنها لقب «بند ناف» هم داده‌اند، فیبرهای نوری هم به پایین فرستاده شده‌اند تا معدنچی‌ها بتوانند ارتباط ویدئویی با دنیای خارج داشته باشند. البته آنها می‌توانند از طریق نامه هم با آشنایان خود ارتباط تماس برقرار کنند.

اشتهار و حاشیه‌های ناخواسته!
اما دردسر این ۳۳ نفر، آنها را مشهور هم کرده است، آنها دیگر جزئی از شوی واقعی تلویزیونی یا reality TV show شده‌اند. توجه همه رسانه‌ها به آنها جلب شده‌ است، طوری که شبکه ABC‌ مدتهاست که گروهی خبرنگار در بیرون معدن مستفر کرده است تا برایش گزارش روزانه ارسال کنند. مردم همه دنیا توجه زیادی به این واقعه دارند، حتی اگر در فیس‌بوک جستجو کنید، می‌توانید گروه‌های مربوط به این معدنچیان را بیابید. پاپ ببندکیت هم شخصا برای آنها دعا کرد است.

رسانه‌های دیگر هم سعی می‌کنند، با برجسته کردن حاشیه‌ها تیراژ خود را بالا ببرند. مثلا بعد از مدتی معلوم شد که یکی از معدنچیان یک فوتبالیست بازنشسته است که در جریان بازی‌های انتخابی المپیک ۱۹۸۴ لوس آنجلس تیم ملی کشورش را همراهی می‌کرده است.

اما در میان معدنچیان، یکی از آنها به نام  «یونی باریوس» بیش از همه در مرکز توجه قرار گرفته است. این توجه رسانه‌ای روی او، به دو دلیل صورت گرفته است:

باریوس ۵۰ ساله، در جوانی علاقه داشت پزشک شود و حتی بعد از عدم موفقیت این علاقه را با خواندن متون پزشکی در خود حفظ کرد. به خاطر دانش ابتدایی او از امورات پزشکی، خیلی از کارهای پزشکی مربوط به گروه به او سپرده شده است. مثلا او بود که اعضای گروه را واکسن زد و همچنین اوست که نمونه خون از معدنچیان می‌گیرد تا برای آزمایش به بالا فرستاده شوند.

اما دلیل مهم‌تر و جالب‌تر اشتهار آقای باریوس، دردسری است که چند ماه بعد، گریبان او را بعد از نجات یافتن خواهد گرفت! قضیه از این قرار است که یک روز، وقتی همسر باریوس در محل معدن حاضر شده بود و برای نجات شوهرش دعا می‌کرد، متوجه شد، زن دیگری هم نام همسرش را زمزمه می‌کند. اینجا بود که وی فوری مطلب را پی گرفت و متوجه شد، وی معشوقه شوهرش است. این قضیه بلافاصله در روزنامه‌های تابلویید، بازتاب پیدا کرد. شاید باریوس تنها معدنچی‌ای باشد که عجله‌ای برای نجات نداشته باشد!

عملیات اصلی نجات:
برای نجات معدنچی‌ها، باید کانالی به قطر ۷۵ سانتیمتر در دل صخره‌های سخت به درازای ۷۰۰ متر حفر شود. این کار اصلا ساده نیست و با مشکلات فنی زیادی همراه است و تخمین زده می‌شود ۳ تا ۴ ماه طول بکشد. بعد از حفر شدن کانال نجات، از طریق بالابرهای هیدرولیکی که در آفریقای جنوبی تولید شده است، اعضای گروه نجات داده می‌شوند. نجات هر نفر نیم ساعت طول خواهد کشید. برای احتیاط دو پروژه نجات هم به طور موازی در حال اجرا شدن هستند.

اهمیت پزشکی این حادثه:
اما از دید پزشکی هم گرفتاری این معدنچیان جالب است. آنها بر علیه کزاز، دیفتری، آنفلوانزا و پنومونی واکسینه شده‌اند تا در این وانفسا دچار بیماری نشوند.

اما عمده خطری که آنها را دنبال می‌کند، مشکلات روانی است. در پنج نفر از معندچی‌ها، نشانه‌های افسردگی مشاهده شده است که علایم آن به صورت تغذیه ناکافی و عدم تمایل برای حضور جلوی دوربین است.

مشکل این معدنچیان را می‌توان مشابه فضانوردان در مأموریت‌های طولانی، سرنشینان زیردریایی‌ها، زندانی‌ها، دانست.

از آنجا که دانشمندان سازمان فضایی آمریکا -ناسا- در این زمینه تحقیقات زیادی کرده‌اند و صاحب تجربه هستند، از آنها تقاضا شد که کمک کنند. یک تیم چهار نفره از این دانشمندان از محل بازدید کرد و توصیه‌هایی سودمندی مثل تنظیم چرخه خواب و بیداری، انجام ورزش روزانه و مصرف ویتامین D و تنظیم وزن کرد. معدنچی‌ها باید مواظب باشند که اضافه وزن پیدا نکنند، چون کانال‌های نجات آنها بسیار باریک است و تنها ۷۵ سانتیمتر قطر دارد!

در عین حال باید اسباب سرگرمی آنها هم با MP3 پلیر، جدول و کتاب مهیا شود. جالب است بدانید که شرکت سونی تعدادی PSP در اختیار این معدنچی‌ها قرار داده است!

بررسی این حادثه از لحاظ شناخت اثرات استرس و انزوای طولانی‌مدت روی سلامت و کارکرد روانی انسان‌ها، سودمند است.



برچسب ها: وقایع اتفاقیه ،

شنبه 13 شهریور 1389

درود!!!

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    

گفتم تو اینتر نت به این درندشتی و جذابی!! اونم از اون نوع جذابیتا! پا میشی میای تا اینجا یه کاری کنم حوصلت سر نره!

حالا اگه می خوای حوصلت سر نره:
جهت تعجیل در فرج امام گلمون 3 تا صلوات بفرست!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.این صلوات به درد خودت میخوره بعدی رو بلند تر!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. سومی رو قرا تر بفرست!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. آخیش دمت گرم جیگرمو حال آوردی با این صلواتا!



برچسب ها: دل نوشت کودکانه ،

شنبه 13 شهریور 1389

فکر توخالی!

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    

آقا یکی به من فکر بده !
به حالت بی وزنی فکری رسیدم!!
ذهنم خالی خالیه!!! آروم آروم!
انگار اصلا خبری نیست!!!




شایدم فشار بالای تفکر (زکی بابا منو تفکر!) باعث این قضیه شده!

در هر صورت فعلا حرفی ندارم بزنم اما به زودی پیدا میشه!!!!



برچسب ها: هرز نوشته ،

سه شنبه 9 شهریور 1389

آخ! قلبم!

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    

سلام امروز داشتم مجلس پریشب محمود کریمی که تازه دانلود کرده بودم گوش میدادم که یه روایتی گفت که اولش کلی دلم سوخت بعد شکست!
بعدش بود که حس کردم باید یه چیزی بنویسم واسه همینم اینو نوشتم

روایت میگه فرشته ها 1000 سال! عبادت و خاک بوسی آستان اوستا کریمو می کنن تا اینکه یه بار بتونن نام امام حسین (ع) رو ببرن و به ایشون متوسل بشن!
 حالا خدا به ماها این موهبتو داده که با هر حالتی ، با هر شرایطی به این آقای مهربون متوسل بشیم حتی داریم که وقتی به کربلا رسیدین نمیخواد غبار سفرو پاک کنین یه راست برین حرم !!!!!
 نمی دونم شمارو اما خودم احساس شرمندگی می کنم چون که واقعا اگه من جای خدا بودم یه نگاهم نمیکردم به امثال خودم چه برسه به این که بهش سفینه نجات بدم!!!! اونم اینقده سهل!

خداجونم به حق حسینی که ما این همه تو زندگیمون صداش زدیم این شب قدریه هممونو ببخش و پاک کن! مخصوصا آلوده ای مثل من!!!!

خدایا از خودت از همه بیشتر بدبختیا و غل و زنجیرای نفسانیمو میدونی پس کمک کن امسال دیگه از دستشون خلاص بشم!!!

بچه ها به حق حسین ایشالا امشب توفیق دعا داشته باشین!!!
اگه امشب حال خوشی داشتین یاد منم بیوفتین!!!

التماس دعا!


برچسب ها: دل نوشت کودکانه ، وقابع اتفاقیه ،

سه شنبه 9 شهریور 1389

کلام مولا

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    

منبع : وبلاگ وزین جملات حکیمانه!

بدترین دوست،‌ کسی است که برای او به رنج و زحمت افتی.
حضرت علی(ع)

 

نابود شد ، كسی كه ارزش خود را ندانست. حضرت علی(ع)

 

هم نشین بی خرد مباش، كه كار زشت خود را زیبا جلوه داده، دوست دارد تو همانند او باشی. حضرت علی(ع)

 

كار اندكی كه ادامه یابد، از كار بسیاری كه از آن به ستوه آیی امیدوار كننده تر است. حضرت علی(ع)

 

هنگامی كه توانایی فزونی یابد، شهوت كاستی گیرد. حضرت علی(ع)

 

ای فرزند آدم ! خودت وصی مال خویش باش، امروز به گونه ای عمل كن كه دوست داری پس از مرگت عمل كنند.  حضرت علی(ع)

 

تندخویی بی مورد نوعی دیوانگی است، زیرا كه تندخو پشیمان می شود، و اگر پشیمان نشد، پس دیوانگی او پایدار است.حضرت علی(ع)

 

هر گاه تهیدست شدید با صدقه دادن، با خدا تجارت كنید.حضرت علی(ع)

 

وفاداری با خیانت كاران نزد خدا نوعی خیانت، و خیانت به خیانت كاران نزد خدا وفاداری است. حضرت علی(ع)

 

ای فرزند آدم ! اندوه روز نیامده را بر امروزت میفزا، زیرا اگر روز نرسیده، از عمر تو باشد خدا روزی تو را خواهد رساند. حضرت علی(ع)

 

هر گاه مستحبات به واجبات زیان رساند آن را ترك كنید. حضرت علی(ع)

 

جاهلان شما پر تلاش، و آگاهان شما تن پرور و كوتاهی ورزند ! .حضرت علی(ع)

 

هر گاه خدا بخواهد بنده ای را خوار كند، دانش را از او دور سازد.  حضرت علی(ع)

  

مردم فرزندان دنیا هستند و هیچ كس را بر دوستی مادرش نمی توان سرزنش كرد. حضرت علی(ع)

 

 از نافرمانی خدا در خلوت ها بپرهیزید، زیرا همان كه گواه است، داوری كند. حضرت علی(ع)

التماس دعا این شب قدر!

 


برچسب ها: حرف حساب ،

سه شنبه 9 شهریور 1389

مولا شناسی در گفتار دکترِ مزینانی

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    

با سلام به دوستان عزیز
می خواستم یه سری جملات زیبا درباره ی حضرت مولا از دکتر شریعتی بذارم واسه همین این تیتر رو واسش انتخاب کردم
راستی منبع این جملات بلاگ جملات زیباست از اون دوست هم بسیار ممنونم

فقط یکی از جملات خیلی بهم خودشو نشون داد که واقعا سهل و ممتنع شد هم بیانش و درکش! قرمزش کردم بی زحمت منو دربارش روشنم کنین!

اگر می بینیم کسی که قلبش پر از محبت علی است و از محبت علی اشک می ریزد و سرنوشت جامعه آن سرنوشت خوبی نیست و دردناک است.این نشان دهنده آنست که علی را نمی شناسد.
این علی شناسی نیست،علی پرستی است.
علی را نشناختن و محبت علی داشتن مساوی است با محبت همه ملتها بر پیامبر و معبودشان ،نه چیزی بیشتر... دکتر علی شریعتی

 

مشکل ما ضعف ایمان نیست، عدم معرفت علمی مسائلی است که به آن ایمان داریم و یکی از آن مسائل تشیع و اسلام است.معتقدیم ولی آنرا نمی شناسیم و  آشنایی منطقی از  آن نداریم و به مردی معتقدیم به عنوان یک امام و یک مرد بزرگ و کسی که همیشه مورد ستایش ما بوده،اما متاسفانه علی را نمی شناسیم.
مابیشتر به ستایش علی پرداختیم نه آشنایی با علی... دکتر علی شریعتی

 

محبت نجات بخش نیست ، معرفت نجات بخش است.ما موظف به شناخت علی در زمان خودمان هستیم نه محبت به امام.
هر کسی که علی را بشناسد،محبت واقعی را می فهمد و می شناسد نه محبت تلقینی که ثمری ندارد. دکتر علی شریعتی

 

علی مظهر پیروزی در شکست است.ما همیشه پیروزی را در پیروزی می شناسیم ولی علی درس بزرگی به ما داد و آن درس پیروزی در شکست است. دکتر علی شریعتی

 

در جملاتی که علی در تمام عمرش گفت ، این جمله از همه رساتر و عمیقتر ،زیباتر ، اثربخش و آموزنده تر بود.
کدام عبارت؟کدام جمله؟
آن ۲۵ سال سکوت علی است. دکتر علی شریعتی

 

مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت ؟
باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید ؟
او با علی آشناتر است. دکتر علی شریعتی


پ.ن. دکتر شریعتی همونطوری که خودتون بهتر میدونین مزینانیه!

التماس دعا



برچسب ها: حرف حساب ،

دوشنبه 8 شهریور 1389

یاد آوری خاطرات دور

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    

این مطلب رو یه دوستی توی Gmail buzz گذاشته بود گفتم بد نیست من هم بذارم!
باحاله!
شما یادتون نمیاد تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم

شما یادتون نمیاد شبا بیشتر از ساعت 12 تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت 12 سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد.... سر زد از افق...مهر خاوران

شما یادتون نمیاد هركی بهمون فحش میداد كف دستمونو نشونش میدادیم میگفتیم آیینه آیینه

شما یادتون نمیاد ساعت 9.30 هر شب با این لالایی از رادیو میخوابیدیم
گنجیشک لالا مهتاب لالا شب بر همه خوش تا صبح فردا...لالالالایی لالا..لالایی لالالالایی لالا ..لالایی..گل زود خوابید مثل همیشه قورباغه ساکت خوابیده بیشه...جنگل لالا برکه لالا شب بر همه خوش تا صبح فردا

شما یادتون نمیاد وقتی یه کلمه رو با هم می گفتیم موهای همو می کشیدیم تا شوهرمون خوشگل تر شه

شما یادتون نمیاد زمستون اون وقتا تمام عشقمون این بود که رادیو بگه مدرسه ها به خاطر برف تعطیله

شما یادتون نمیاد علامتی که هم اکنون میشنوید، اعلام وضعیت قرمز است و معنا و مفهوم آن اینست که حمله هوایی انجام خواهد شد! محل کار خود را ترک و به پناهگاه بروید

شما یادتون نمیاد کوچولو ها کوچولوها دستاتون بدیم به ما بریم به شهر قصه ها

شما یادتون نمیاد . گنجشگکه اشی مشی .... میفتی تو اب خیس میشی ....کی میپزه اشپز باشی ..... کی میخوره حاکـــــــــــم باشــــــــی
به یاد هنرمندی که تنها خوند تنها زد و در تنهایی مرد


شما یادتون نمیاد مدیر مدرسه از مادرامون کادو می گرفت سر صف می داد به ما.بعد می گفت: همه تو صفاشون از جلو نظام برید سر کلاساتون

شما یادتون نمیاد آلوچه و تمره هندی ، چیپسایی که توش سس کچاب میریختیم, بستنی آلاسکا, همشون هم غیر بهداشتی

شما یادتون نمیاد تقلید کار میمونه...میمون جزو حیوونه

شما یادتون نمیاد خط کشهائی که محکم می زدیم رو مچ دستمون دستبند می شد



ادامه مطلب

برچسب ها: دل نوشت کودکانه ، خاطره ،

یکشنبه 7 شهریور 1389

گفتاردرمانی

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    

یه جمله قشنگ واسه پرحرفایی مثل من !!!!!
گاهی باید در زندگی سکوت اختیار کرد ، شاید خدا هم حرفهایی برای گفتن داشته باشد.


برچسب ها: حرف حساب ،

یکشنبه 7 شهریور 1389

خلوت با مهربون ترین

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    

در قدر پر از قدر خودت خدا خدا کن
بی هیچ تکلف ، من بیچاره دعا کن
گر بشکست دلت همچو آن انسیه ی حورا
بهر تعجیل فرج خدا خدا کن


این بند رو خودم هویجوری گفتم اگه کسی هست که شعر بلده اصلاحش کنه مرسی

خلاصه این که امشب خیلی مهمه ! همه رو دعا کنین چون خود اوستا کریم قول داده اگه بقیه رو دعا کنی به خودت بیشتر حال بده
پس لطفا یادتون نره که دوستاتونو دعا کنین و امشب امواتو که دستشون از دنیا کوتاهه و منتظر ما هستن رو از یاد نبرین
من حقیر پر گناه رو هم دعا کنین شاید این سال یه نمه آدم بشم

التماس دعا


برچسب ها: دل نوشت کودکانه ،

پنجشنبه 4 شهریور 1389

علم گندیده!

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    

امشب که داشتم وب گردی می کردم به یه سایتی خوردم که داشت یه محصول بسیار جالب می فروخت که اولش واقعا شادم کرد بعدش که رفتم و بررسی کردم به ریشه های انگیزه ی حتی شاخت چنین محصولی رسیدم و واقعا برای جامعه ی به اصطلاح دانشگاهی ایران افسوس خوردم که چرا دارن توی یه دور علمی لجن مال دست و پا میزنن و اصلا هیچی به هیچ کدومشون اضافه نمیشه!!
حالا این محصول چی بود:  بانك تحقیقاتی دانشجو
خلاصه بعدش ما گفتیم دمشون گرم این چی میتونه باشه؟؟ که نوشته بدون نیاز به سرچ در اینترنت؟؟؟
وقتی رفتیم تو سایتش و بررسی کردیم دیدیم که چشمتون روز بد نبینه این نرم افزار مجموعه مقالات آماده برای ارایه به استاده!!
و شعارشونم این بود که ما 80% راه را رفته ایم !!!
راستم می گفت واللا اما درواقع 80% بیراهه رو رفتن ، 80% راه خیانت به جامعه دانشگاهی رو رفتن !!! البته بیچاره تقصیری هم نداره سازندش ها!!! میخواد نون زن و بچشو تو شرایطی که کم کم داره هوا هم هدفمند(این روزا به ارایه یه خدمت به قیمت گذاف و به صورت بی هدفانه می گن هدفمند سازی!!) سازی می شه در بیاره!
حالا بریم سر اصل مطلب!! یعنی ریشه ی این کارا!!
ببینید این بحث حدود 2 سال پیش بود که توسط یه دوستی واسه من طرح شد و اونم این که آقاجون من این استادا چرا تحقیقای کپی-پیستی بچه هارو قبول میکنن؟ کارایی که از لحاظ علمی ارزش افزوده برای هیچ کدومشون(استاد و دانشجو) ندارن
اگه واقعا تحقیق رو درقالب مقاله علمی میخوان باید روشمند علمی اول از همه دانشجو هدایت بشه بعد ازش کار علمی خواسته بشه و به صرف ارایه چهارتا کاغذ پاره نباید بهش نمره مفت داد که همین طوری بدون این که علمی بهش اضافه بشه الابختکی بره بالا!!
از طرفی دانشجوها چرا این کارو می کنن که جوابش معلومه دیگه اونم این که جوون تن به کار نمیده و... از این چرندیات که باید بگم از عوامل کند کننده رشد علمی و... مملکت (باید ببخشید)تنبلی (فراخ بازی خودمون)و همچنین تنبل بارآوردن جووناس که وقتی نیروی محرکه مملکت سست باشه تحرکی شکل نمیگیره!
ونتیجه ی این طور علم بازی ها(چون این یه جور بازیه به نظر من) این میشه که از لحاظ علمی دانشجو استاد رو تضعیف می کنه و بالعکس که نتیجش همین گند علمیه که تو بیشتر دانشگاههامون دیده میشه!
در هرصورت این رویه تولید علم رو به ورطه ی نابودی می کشونه که بار اصلاح این قضیه رو دوش هممونه!
تواین شبای باحال ماه خدا از خود اوستا کریم بخواین به این یه قضیه هم یه عنایتی بکنه و توفیق اصلاح بهمون بده!
ایشالا
راستی من رو تو دعاهاتون فراموش نکنینا!
پ.ن: لینک اون سایته http://meshop.biz/Detail.aspx?q=cd1060&s=23816


برچسب ها: دریافت ذهنی ، بحث روز ،

چهارشنبه 3 شهریور 1389

شاه شعری طنز گونه

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    

شنیدم در زمان خسرو پرویز / گرفتند آدمی را توی تبریز
به جرم نقض قانون اساسی / و بعض گفتمان های سیاسی
ولی آن مرد دور اندیش، از پیش / قراری را نهاده با زن خویش
که از زندان اگر آمد زمانی / به نام من پیامی یا نشانی
اگر خودکار آبی بود متنش/ بدان باشد درست و بی غل و غش
اگر با رنگ قرمز بود خودکار / بدان باشد تمام از روی اجبار
تمامش از فشار بازجویی ست / سراپایش دروغ و یاوه گویی ست
گذشت و روزی آمد نامه از مرد / گرفت آن نامه را بانوی پر درد
گشود و دید با هالو مآبی / نوشته شوهرش با خط آبی:
عزیزم، عشق من ، حالت چطور است؟ / بگو بی بنده احوالت چطور است؟
اگر از ما بپرسی، خوب بشنو / ملالی نیست غیر از دوری تو
من این جا راحتم، کیفور کیفور / بساط عیش و عشرت جور وا جور
در این جا سینما و باشگاه است / غذا، آجیل، میوه رو به راه است
کتک با چوب یا شلاق و باطوم / تماما شایعاتی هست موهوم
هرآن کس گویداین جاچوب داراست / بدان این هم دروغی شاخدار است
در این جا استرس جایی ندارد / درفش و داغ معنایی ندارد
کجا تفتیش های اعتقادی ست؟ / کجا سلول های انفرادی ست؟
همه این جا رفیق و دوست هستیم / چو گردو داخل یک پوست هستیم
در این جا بازجو اصلن نداریم / شکنجه ، اعتراف، عمرن نداریم
به جای آن اتاق فکر داریم / روش های بدیع و بکر داریم
عزیزم، حال من خوب است این جا / گذشت عمر، مطلوب است این جا
کسی را هیچ کاری با کسی نیست / نشانی از غم و دلواپسی نیست
همه چیزش تمامن بیست این جا / فقط خود کار قرمز نیست این جا
محمدرضا عالی پیام (هالو)


برچسب ها: دل نوشت ،

چهارشنبه 3 شهریور 1389

ساختارشکنی درونی

   نوشته شده توسط: سجاد قبادی    

سلام راستیتش یه حرکتی که با گذاشتن این پست کردم این بود که کلا چند تا ساختار مهم شخصیتی خودمو زیر پا گذاشتم
اول این که به یه بحثی که اصلا باهاش میونه خوبی ندارم مثل مداحی تو بلاگم پرداختم
دوم این که کلا از کار بی مناسبت و خروس بی محل بازی درآوردن بدم میاد اما اینبار با گذاشتن یه مداحی مربوط به محرم تو ماه رمضون این کارو کردم
سوم این که کلا از این که بلاگ بشه دانلود سنتر بدم میاد اما بالاخره این مداحی یه ویژه بودن هایی داره که این همه فداکاری براش کردم(:دی)

حالا دلیل این کار دو قضیه هستش:
اول این که مربوط به همون قضیه ی خود درگیری(مبارزه با نفس) هست
دوم خاطرات خوب من با این مداحیه!

برای دانلود مداحی دین خدا از حاج منضور ارضی برید ادامه مطلب(شرمنده کلاس کاره!!!)


ادامه مطلب

برچسب ها: دانلود ، دل نوشت کودکانه ،

تعداد کل صفحات: 4 1 2 3 4